وَ إِنَّنا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ
و حال آنكه مدركى و دليلى بر صدق دعوى خود ندارى و ما احتمال كذب در تو ميدهيم مريب ريب شك بى جا است يعنى جايى كه نبايد شك آورد كسى شك كند ما چگونه دست از دين محكم خود برداريم و اين همه خدايان را كنار گذاريم و فقط بيك خدا بگرويم ابدا اين كار عقلايى نيست و اينجا جاى شك نيست .
[ سوره هود ( 11 ) : آيه 63 ]
قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ آتانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَما تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ ( 63 )
فرمود اى قوم من آيا مشاهده ميكنيد و درك مينمائيد كه اگر بوده باشم بر بيّنه و دليل و معجزه از جانب پروردگارم و آمده باشد مرا از طرف او رحمت و تفضلى پس كيست مرا يارى كند از عذاب الهى اگر مخالفت او را كنم و عصيان اوامر او را بنمايم پس شما قوم بر من زياد نميكنيد غير از خسران و زيان را
قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ
رؤيت در اينجا بمعنى بصيرت قلب است كه درك و تعقل و تدبر و تأمل و تفكر باشد كه
إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي
بينة بر حسب معنى حقيّت چيزى را گويند كه مدعى را واضح و روشن كند و مورث قطع و يقين گردد و در مقام خود ادله قطعيه را بر هشت قسم بيان كردهايم عقل مستقل و عقل غير مستقل و نصّ قرآن و نصّ خبر متواتر و نصّ خبر محفوف بقرائن قطعيه و اجماع قطعى و ضرورت دين و ضرورت مذهب هر كدام بجاى خود و مسئله اثبات نبوت خاصه به حكم عقل غير مستقل است زيرا بعد از دعوى نبوت و و جدان جميع شرائط نبوت و فقدان موانع كه در مجلد اول كلم الطيب در باب نبوت عامه بيان كردهايم اگر اقامه معجزه يا اخبار نبى ثابت النبوة يا وصى ثابت الوصاية يا