اختلاف دليل بر قدرت خالق آنها است با اينكه يك زمين است و يك هوا و يك فصل
يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ
يك آب تمام آنها را مشروب مىكند .
وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ
يكى شيرين است ، يكى ميخوش يكى تلخ ، يكى خوش بو است يكى بدبو ، يكى ثقالت دارد يكى تليين مىكند مخصوصا در مركبات چقدر تفاوت هست .
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
از امير المؤمنين از معناى عقل سؤال كردند فرمود
العقل ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان
پرسيدند پس اينكه در معاويه بود چه بود فرمود نكرى و شيطنت در قرآن هم ميفرمايد
أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ
حج آيه 45 .
حكماء عوالمى قائلند : عالم عقول و عالم نفوس و عالم اجسام و قائل بعقول عشره هستند و ميگويند عقل اول صادر از حضرت إله خداوند متعال و از عقل الاول از جهت وجودش عقل دوم و از جهت ماهيتش عرش و هكذا به ترتيب كه از جهت وجودش عقل آخر و از جهت ماهيتش فلكى مثل كرسى و افلاك سبعه و عقل عاشر را كدخداى عوالم سفلى ميدانند و از اين قبيل خيالات در ذهن آنها رسوخ كرده لكن صادر اول نور مقدس نبوى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بود و همچنين انوار مقدسه ائمه طاهرين و انبياء و اولياء و ارواح جميع بندهگان كه فرمود
( الارواح جنود مجندة )
و فرمود
( خلقت الارواح قبل الاجساد بالفى عام )
و عقل موهبت الهى است كه به انسان مرحمت فرموده و دائر مدار تكليف است و لذا ديوانه تكليف ندارد لكن اين عقل بسا تاريك مىشود در ظلمت جهل يا بكورى قلب از شهوات نفسانى و صفات خبيثه يا پرده روى او ميافتد از معاصى و لهويات مثل فاقد عقل مىشود و عقل مدرك كليات است چنانچه نفس مدرك جزئيات است و اين جمله