تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦

[ سوره يوسف ( 12 ) : آيه 111 ]

لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ ما كانَ حَدِيثاً يُفْتَرى وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ( 111 ) هر آينه در شرح حالات انبياء و امتهاى آنها عبرت است بر صاحبان عقل نيست اين قرآن مجيد و آنچه نازل فرموديم بر حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم احاديث كاذبه كه افتراء بسته باشد به خداوند مجيد و لكن تصديق فرموده انبياء سلف و رفتار آنها را با قوم خود و بيان و تفصيل جميع ما يحتاج اليه الامة در امر دين از عقائد حقه و اخلاق فاضله و وظائف عمليه از واجب و حرام و حلال و حرام از تكليفيه و وضعيه و صحت و فساد و غير اينها و هدايت و ارشاد و تفضلات و رحمتهاى غير متناهية كه اختصاص دارد باهل ايمان .
لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ
مفسرين گفتند مراد قصص يوسف و اخوه او است كه در اين سوره بيان فرموده لكن وجهى از براى اختصاص نيست بلكه شامل قصص تمام انبياء از آدم و نوح و هود و صالح و ابراهيم و لوط و شعيب و موسى و هارون و داود و سليمان و عيسى و ادريس و اسمعيل و ذا الكفل و عزير و شرح قوم هر يك كه مؤمنين نجات پيدا كردند و منكرين بانحاء مختلف معذب شدند كه سرتاسر قرآن مكررا بطور تفصيل يا اجمال بيان شده كه تمام اينها
عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ
تمام بشر را خداوند عقل افاضه كرده لكن عقل بمنزله چشم روح است و بسيارى بواسطه موانعى حقايق را مشاهده نميكنند نظير چشم سر و موانع بسيار است : 1 - ظلمت و تاريكى جهل است چون علم بمنزله چراغ عقل است و نور است . 2 - بستن درب چشم است كه عصبيت و عناد و كبر و نخوت باشد . 3 - وجود حاجب است بين عقل و حقايق بشهوت و هواپرستى و حبّ جاه و مال و دنيا از اينها عبرت نميگيرند مثل اينكه كور هستند و عقل ندارند زيرا