[ سوره يوسف ( 12 ) : آيات 105 تا 106 ]
وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ ( 105 ) وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِكُونَ ( 106 )
و چه بسيار از آيات الهيه چه آيات سمائى و چه آيات ارضى كه بر اين مشركين و كفار ميگذرد و مشاهده ميكنند و لكن آنها از اين آيات غافل هستند و توجه نميكنند و بر آنها تأثير نميگذارد .
وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ
آية دليل و برهان بر وجود حق و وحدانيته و قدرته و حكمته و سائر صفات او است و تمام مخلوقات حق از عوالم علوى و سفلى دليل است
( و فى كل شيئى له آية * تدلّ على انه واحد )
فى السموات از خلقت كرات جوّيه كره شمس و منظومههاى شمسية و كواكب علويه و نظم در حركت هر يك كه دقيقه تخلف نميكند در سرعت و بطاء و آثار مترتبه بر آنها و نزول باران و برف و تشكيل فصول اربعه و شب و روز و غير اينها از آنچه مشاهده مىشود كه هر يك دليل بارزى است .
و الارض از بحار و انهار و جبال و معادن مستخرجه از آن و نباتات و حيوانات برّى و بحرى از طيور و انعام و سباع و وحوش و هوام و انسان و غير آنها كه در هر يك چه اندازه آثار قدرت و علم و حكمت وجود دارد
برگ درختان سبز در نظر هوشيار * هر ورقش دفتريست معرفت كردگار
يَمُرُّونَ عَلَيْها
كه برخورد ميكنند به آنها بالاخص حالات مختلفه كه در خود مشاهده ميكنند از غنا و فقر ، صحت و مرض ، عزت و ذلت ، حيات و موت نعمت و بلاء كه تمام دليل است كه مدبر خداوند است . چه بسيار بر امرى تصميم قطعى گرفته مىشود و تمام اسبابش را فراهم مىكند و بنتيجه نميرسد و تمام اينها امور حسبيه مشهود كل است . و اما امور غير محسوس از عوالم مجردات