تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
و فواكه و ميوه‌جات زياد مىشود و اشجار سبز و خرّم و بثمر ميرسد و ممكن است به معناى غوث باشد كه پناه‌گاه مردم است كه مردم راحت ميشوند و از فشار قحطى نجات پيدا ميكنند و اضطراب و توحش و تشتت خيال آنها بر طرف مىشود
وَ فِيهِ يَعْصِرُونَ
مثل انگور و انار و ساير فواكه كه آب ميگيرند و فشار ميدهند كه از كثرت فواكه آب گيرى ميكنند پس از اين فرمايشات آن شخص ساقى آمد نزد ملك و اجزاء او و آن كسانى كه از آنها تعبير خواسته بود و گفتند اضغاث احلام است و فرمايشات يوسف را تماما بر آنها بيان كرد ملك را بسيار خوش آمد و او را طلبيد .

[ سوره يوسف ( 12 ) : آيه 50 ]

وَ قالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ فَلَمَّا جاءَهُ الرَّسُولُ قالَ ارْجِعْ إِلى رَبِّكَ فَسْئَلْهُ ما بالُ النِّسْوَةِ اللاَّتِي قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ إِنَّ رَبِّي بِكَيْدِهِنَّ عَلِيمٌ ( 50 ) و گفت ملك بياوريد از سجن نزد من بيوسف يعنى يوسف را بياوريد نزد من پس چون كه آمد رسول ملك نزد يوسف كه ملك تو را خواسته گفت برگرد نزد آقاى خود ملك پس از او سؤال كن كه چه بود شأن زنهايى كه قطع كردند دستهاى خود را بدرستى كه پروردگار من بكيد آنها عالم است .
وَ قالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ
كه او را از حبس نجات دهيد سزاوار نيست همچه دانشمندى در حبس باشد و بياوريد نزد من كه در دربار سلطنتى به او كمال احتياج را داريم .
فَلَمَّا جاءَهُ الرَّسُولُ
فرستاده ملك آمد نزد يوسف به گمان اينكه بشارتى آورده و بفوريت يوسف از حبس خارج مىشود لكن حضرت يوسف براى آن تهمت كه به او زده بودند بيرون نيامد تا آنكه بر شما معلوم شود كه مجرد تهمت بوده