تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
سپس در مقام تهديد و تخويف يوسف آمد كه حضور او بزنهاى مصرى گفت
وَ لَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ ما آمُرُهُ
و هر آينه اگر آنچه به او امر ميكنم بجا نياورد و مرا كامران نكند من هم در مقام برميآيم كه او را
لَيَسْجُنُنَّهُ
هر آينه در زندان بيفتد و زندانى شود
وَ لَيَكُوناً مِنَ الصَّاغِرِينَ
و هر آينه او خوار و خفيف شود و بذلّت و خوارى بيفتد . اشكال - همين نحوى كه بر يوسف حرام بود نزد زليخا رود و اجابت خواهش او را كند همين نحو در مجلسى كه زنهاى مصرى البته تمام زينت كرده چون در منزل زليخا مدعوه بودند و رسم زنها است كه در اعلا درجه در همچه مجالسى زينت ميكنند آمدن يوسف در مجلس نامحرم حرام است بايد وارد نشود . جواب - اولا اشكال اصعب از اين اينكه دائما در خانه با زليخا بود و او هم نامحرم بود بلكه غالبا خلوت با اجنبيه بود آن هم حرام ، لكن جواب از كل اينها اينكه حضرت يوسف عليه السّلام چون بعنوان غلامى و زر خريدى آن هم تحت فرمان عزيز مصر اگر اراده ميكرد از خانه خارج شود او را در شكنجه ميانداختند خود عزيز مصر اگر يك جو غيرت داشت آن وضعى كه مشاهده كرده بود ديگر نميگذاشت يوسف را نزد زليخا . و ثانيا حضرت يوسف عليه السّلام مسلما يك نگاه به صورت زليخا يا نسوه مدعوه نميكرد يا با آنها يك كلمه تكلم كرده باشد فقط جمله معاذ اللَّه كه تبرئه و شاهد بر اين دعوى شهادت نسوه مدينه در آيه 51
قُلْنَ حاشَ لِلَّهِ ما عَلِمْنا عَلَيْهِ مِنْ سُوءٍ
و ليكونا تنوين بدل از نون خفيفه است و لذا بدل بالف شده مثل رجلا كه در وقف مىگويى رجلا و ليكونا .