تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
و من عشقنى فقد عشقته ) .
إِنَّا لَنَراها فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
ما او را در گمراهى آشكارا مشاهده ميكنيم كسى كه يك شوهرى دارد كه تمام ماها حسرت ميبريم و بواسطه او بر تمام ماها برترى دارد عاشق يك غلام زر خريدى شده كه پست‌ترين زنها اقبال به او نميكنند چه ضلالت و گمراهى آشكارتر از اين است .

[ سوره يوسف ( 12 ) : آيه 31 ]

فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَ أَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَ آتَتْ كُلَّ واحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِكِّيناً وَ قالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَ قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَ قُلْنَ حاشَ لِلَّهِ ما هذا بَشَراً إِنْ هذا إِلاَّ مَلَكٌ كَرِيمٌ ( 31 ) پس چون شنيد مقاله زنها را كه در اطراف نزد زنهاى ديگر دارند عيب او و مذمّت او را ميكنند و لو در ظاهر در حضور او جرئت اظهارى ندارند فرستاد آنها را دعوت كرد بضيافت و از براى آنها تكيه‌گاه قرار داد و بدست هر يك كارد داد براى قطع فواكه و ميوه‌ها و مركبات و بيوسف امر كرد كه بيايد در مجلس آنها براى خدمت و چون چشم آنها بيوسف افتاد بسيار او را بزرگ از حيث جمال و زيبايى ديدند و گفتند حاش للَّه اين بشر نيست اين نيست مگر ملك بسيار محترمى و بجاى فواكه دستهاى خود را بريدند و مات و مبهوت او شدند ( دست از ترنج بشناس وانگه ملامتم كن )
فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ
تعبير بمكر براى اين است كه شخص مكّار در ظاهر اظهار محبت و و داد مىكند و صورت خوبى جلوه ميدهد و در باطن اذيّت مىكند و ضرر مىزند مثل منافقين كه اظهار ايمان كردند و در زمره مؤمنين داخل