تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
كرده كه يا مرتكب آن عمل شود يا زندان رود چنانچه گفت
لَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ ما آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ
يوسف گفت سجن محبوب‌تر است نزد من
مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ
ذكر جمع يدعون دو احتمال ميرود يكى آنكه نسوه مدينه چون يوسف را ديدند تمام فريفته شدند و هر كدام سرّا در خفاى ديگران فرستادند نزد يوسف دعوت كردند براى خود ، ديگر آنكه زليخا بزنها سفارش كرد كه يوسف را ملاقات كنند و راضى كنند كه دعوت او را اجابت كند . و جمع بين دو احتمال هم ممكن است زيرا مانع نبود كه هم اجابت زليخا كند و هم نسوه و مرجع ضمير اليه همان عمل شنيع است .
وَ إِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي
كه اگر قدرت تو نباشد كه دفع شر آنها را از من بكنى كيدهن كه مرا در خانه بجبر و عنف و قهر و غلبه وادار كنند به اينكه دست و پاى او را ببندند و او را بيندازند و كام خود را بگيرند .
أَصْبُ إِلَيْهِنَّ
لكن در زندان ديگر دست‌رسى به من ندارند
وَ أَكُنْ مِنَ الْجاهِلِينَ
مراد جهل مقابل علم نيست بلكه جهل مقابل عقل است كه سفاهت و حماقت باشد .

[ سوره يوسف ( 12 ) : آيه 34 ]

فَاسْتَجابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ( 34 ) پس قبول اجابت فرمود از براى او پروردگارش پس صرف فرمود از او كيد آنها را بدرستى كه خداوند او سميع الدعا است و دانا بطرق رفع آنها است بعض مفسرين اشكال كردند كه حضرت يوسف كه ميدانست خداوند او را حفظ ميفرمايد و كيد آنها را دفع مىكند پس براى چه دعا كرد ، سپس جواب دادند كه ممكن است مصلحت اين باشد كه پس از دعا صرف شود لكن اشكال و جواب هر دو مخدوش است البته ميدانست كه خدا او را حفظ ميفرمايد ولى دعاء