به دو وجه گذشت
إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ
كه خداوند مقام آنها را ببرد فوق جنّة و نعمتهاى او بقرينه جمله بعد
عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ
جذ بمعنى قطع است عطاء الهى در حق آنها غير متناهى است قطع شدن ندارد كسى كه بهشت و حور العين از نور او خلق شده البته عطاى الهى در حق او بالاتر از بهشت است چنانچه در حديث خلقت انوار خمسه از حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است كه از نور او عرش آفريده شد و از نور على ملائكه و از نور حسن لوح و قلم و از نور حسين بهشت و حور العين و ملائكه در ظلمت بودند از نور فاطمه شمس و قمر و ساير انوار كه فاطمه را ملائكه زهرا ناميدند حديث منقول بمعنى است ديگر احتياج بتأويلات نداريم و اللَّه العالم بحقايق الامور هذا ما عندنا ( هذا جنايتى و خياره فيه اذ كل جان يده الى فيه )
[ سوره هود ( 11 ) : آيه 109 ]
فَلا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِمَّا يَعْبُدُ هؤُلاءِ ما يَعْبُدُونَ إِلاَّ كَما يَعْبُدُ آباؤُهُمْ مِنْ قَبْلُ وَ إِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِيبَهُمْ غَيْرَ مَنْقُوصٍ ( 109 )
پس نبوده باش در شك از آنچه از اصنام كه اين مشركين آنها را عبادت ميكنند عبادت نميكنند مگر مثل آنچه پدرانشان عبادت كردند پيش از آنها و بدرستى كه ما ايفاء ميكنيم نصيب آنها را از عذاب و چيزى از عذاب آنها كم نميكنيم
فَلا تَكُ فِي مِرْيَةٍ
انسان موقعى كه مشاهده مىكند يك مرسوماتى در ميان جامعه هست كه هيچ گونه مدركى ندارد مثل مرسوماتى كه امروز در اعراس و زايشها و وفيات است شك مىكند كه منشأ اولى آن چه بوده ، پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مشاهده مىكند كه اين اصنام كه يك جمادى بيش نيست و بدست خود مشركين ساخته شده چه منشأى دارد كه اين اندازه مشركين اهميت به آنها ميدهند تا آهن و فلز و چوب بود اهميتى نداشت موقعى كه به اين صورت درآمد اين مقدار اهميت پيدا كرد