و ثانيا اگر مراد از دوام سماوات و ارض بقاء آنها است به اين صورت همان ابتداء فناء دنيا و قيام قيامت از اين صورت ميافتد چنانچه ميفرمايد
يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ
انبياء آيه 104
يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ
ابراهيم آيه 49 ، پس بايد اصلا دستگاه بهشت و جهنمى نباشد كه صريح آيات است حتى همين آيه ، و اگر مراد زوال ماده آسمان و زمين است فهو اول الكلام بلكه صريح آيات است كه مواد اشياء باقى است و لو صور آنها تغيير كند كما اينكه مفاد تبديل و طى كطى السجل هم همين است بلكه بهشت و جهنم هم در همين آسمانها و زمين است كه در قرآن ميفرمايد
عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى
نجم آيه 14 ، و گفتند جهنم تخوم زمين است .
و ثالثا اين تعبير كنايه از دوام است چنانچه متعارف در تمام السنه است و بسيار تعجب است از حكماء كه در تقسيم قضايا قضيه دائميه را مثال ميزنند به ( السماء موجود دائما ) .
خالِدِينَ فِيها
هميشه ابد الاباد معذب در آتش هستند
ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ
چنانچه آسمانها و زمين هميشه برقرار است و لو تغييراتى در آنها بشود
إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ
كلمات مفسرين در اين جمله بسيار مختلف است و همچنين در آيه بعد نظر به اينكه هر كس داخل بهشت شد مخلّد است و هر كس از اشقياء داخل جهنم شد مخلد است اين استثناء چه معنى دارد اقوال زيادى در توجيه اين دو جمله گفتهاند و تمام اجتهادى است مدرك خبرى ندارد ، و آنچه به نظر ميرسد كه ميتوان از خود آيه استفاده نمود در هر دو مورد و اللَّه العالم اينكه از براى خداوند در جهنم عذابهائيست كه بمراتب از آتش سختتر است و در بهشت مثوباتى است كه بمراتب از نعم بهشتى بالاتر است و در اخبار اشاره به اين دو قسم شده مثل خبرى كه ميفرمايد
( اذا اشتغل اهل الجنة بالجنة اشتغل اهل اللَّه باللّه )
و خبرى