و بنى اسرائيل جنگ كند و تمام آنها را بقتل رساند و چون صبح شد ديدند كه آنها از مصر خارج شدهاند فرعون با جنود خود در تعقيب آنها حركت كردند بنى اسرائيل رسيدند كنار درياى رود نيل و از آن طرف لشگر فرعون هم دارند ميآيند به حضرت موسى گفتند
إِنَّا لَمُدْرَكُونَ
شعراء آيه 61 ، الان ميرسند و ما را بقتل ميرسانند حضرت موسى فرمود
كَلَّا إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ
شعراء آيه 62 ، پس خطاب شد بموسى
أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ
شعراء آيه 63 ، پس دوازده جاده در دريا باز شد و بنى اسرائيل گذشتند آخر بنى اسرائيل كه از دريا بيرون آمد فرعون و جنودش رسيدند فرعون ديد ميان دريا جادهها است فهميد اين از روى اعجاز است نه جرئت مىكند وارد اين جادهها شود و نه ميخواهد خود را در مقابل جنودش كوچك كند متحير ايستاد جبرئيل بر ماديانى جلو اسب فرعون وارد جاده شد ديگر اسب فرعون نتوانست خوددارى كند وارد جاده شد جنودش هم بهمراهى او وارد شدند فرعون رسيد به آخر جاده خشنود از اينكه الان خارج مىشود و آخر لشگرش وارد جاده شدند يك مرتبه آنها سر بهم آوردند و تمام آنها غرق شدند .
لذا ميفرمايد
وَ جاوَزْنا بِبَنِي إِسْرائِيلَ الْبَحْرَ
يعنى گذرانيديم بنى اسرائيل را بحر را از بحر گذر كردند
فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ
در تعقيب بنى اسرائيل آمدند فرعون و لشگر آن كه در بعض اخبار متجاوز از دو كرور بودند و در جادههاى بحر وارد شدند
بَغْياً وَ عَدْواً
بغى ظلم است و عدو تجاوز است يعنى اراده گرفتن بنى اسرائيل و بقتل رسانيدن آنها را داشتند كه يك مرتبه آب تمام آنها را گرفت .
حَتَّى إِذا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ
فرعون را غرق گرفت
قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ
اقرار بتوحيد نمود لكن در حال الجاء و نزول بلاء و در اين حال ايمان بنص آيات پذيرفته نيست
فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ