به خدا بستن است و مقام عصمت مانع از آنست لذا در جواب آنها بفرما
قُلْ ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي
زيرا منافى با مقام رسالت است و معصيت بزرگ است چنانچه در جاى ديگر ميفرمايد
تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ
حاقه آيه 43 الى 47 ، و نيز ميفرمايد
ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى
نجم آيه 2 الى 5 ، لذا ميفرمايد
إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ
هر چه او بفرمايد بيان ميكنم
در پس آينه طوطى صفتم داشتهاند * آنچه استاد ازل گفت بگو ميگويم
إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
اشكال - مثل وجود پيغمبرى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم چگونه خوف از عذاب دارد با اينكه خيال معصيت در قلب مباركش خطور نكرده و همچنين ساير معصومين .
جواب - دو قسم خوف داريم يكى آنكه معصيتى از او صادر شده نميداند آيا با او چه مىكنند عفو يا عذاب ديگر خوف دارد كه جلوگير مىشود از ارتكاب معصيت كه معناى عدالت اينست كه خوفى از روى قوّت ايمان در قلب ايجاد مىشود كه جلوگير از كبائر و اصرار بر صغائر و منافيات مروّت باشد و اين هم درجات بسيار دارد هر چه ايمان قوىتر خوف شديدتر و جلوگيرى بيشتر مىشود تا بدرجه عصمت برسد كه جلوگير از خيال معاصى حتى از ترك اولى مىشود و اين آيه اين معنا را نشان ميدهد كه من محال است معصيت كنم از جهت خوف كه ميفرمايد
إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي