جميع شرائط نبوت باشد عقيدة و اخلاقا و عملا و خلقة و فاقد جميع موانع نبوّت باشد و داراى دليل قطعى كه قابل هيچگونه شبهه نباشد از اقامه معجزه و اخبار نبىّ ثابت النبوة و معصوم ثابت العصمة و البته اين موضوع در نظر هواپرستان و خودسران و دنياطلبان بسيار مشكل است لذا تعجب ميكنند و حال آنكه جاى تعجب نيست در جنب قدرت الهى لذا ميفرمايد
أَ كانَ لِلنَّاسِ عَجَباً
استفهام انكارى است يعنى نبايد تعجب كنند
أَنْ أَوْحَيْنا إِلى رَجُلٍ مِنْهُمْ
زيرا طريقى از براى هدايت بندگان بسعادت دنيا و آخرت و نجات از مهالك نشأتين بهتر از اين نيست زيرا اگر بندگان را فقط بعقل آنها واگذار ميكرد اولا عقول مختلف و خطاء و اشتباه در آنها بسيار و ثانيا ( الناس يستسهلون الذم فى قضاء الوتر ) و اگر بتوسط ملك يا جن ابلاغ ميفرمود تماس آنها بر بشر ممكن نبود مقام دوم - وظيفه انبياء فقط انذار و بشارت است كه بندهگان را آگاه كنند و به آنها ابلاغ كنند امورى كه باعث سعادت آنها باشد از امور قلبيه ، عقائد حقه از توحيد ، عدل ، معاد و تصديق و ساير عقائد و امور نفسيه از اخلاق فاضله و افعال خارجيه از اعمال و امورى كه باعث شقاوت آنها باشد از عقائد فاسده و اخلاق رذيله و اعمال سيئه
وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ
لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ
سوره انفال آيه 44 ، لذا ميفرمايد
أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا
بعلاوه اين بشارت عظمى كه
أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ
بعضى تفسير كردند بوجود مقدس حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ، در بعض اخبار بولايت ، بعضى گفتند توحيد . و تحقيق كلام اينست كه مراد وسيله شفاعت است و شفعاء روز قيامت قدم صدق هستند و آبرومند نزد خدا كه قبول شفاعت آنها را ميفرمايد در حق مؤمنين و وجود حضرت رسالت و ائمه صلوات اللَّه عليهم اجمعين اعظم مصاديق آن است .