غَيْرَ الْحَقِّ وَ كُنْتُمْ عَنْ آياتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ
انعام آيه 93 ، و بقرينه صدر اين آيه
وَ مَنْ أَظْلَمُ
الاية و ذيل آيه مراد از ظالمين كفار هستند نه مطلق ظالم چنانچه در تفسير آيه مجلد پنجم بيان كردهايم .
[ سوره الأنفال ( 8 ) : آيه 51 ]
ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبِيدِ ( 51 )
اين سختى جان دادن بواسطه طغيان و كفر و شرك و اعمال زشت آنها كه بدست خود پيش فرستادند نه از جهت ظلم به آنها زيرا محققا خداوند نيست ظلم كننده ببندگان چنانچه ميفرمايد
إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ
نساء آيه 44 ، و بسيارى از آيات ديگر .
ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ
در مقام خود مكرر اشاره شده كه معاصى و اعمال زشت مخصوصا كفر و شرك و ظلم و فساد آثار و خيمهاى دارد هم در اين عالم هم در آن عالم قساوت قلب ، سياهى دل ، ضعف ايمان بلكه زوال ايمان ، تسلط شيطان بعد از رحمت ، سلب توفيق ، غضب الهى ، سلب نعم ، نزول بليات و امثال اينها و سختى بجان دادن و عذاب قبر و عالم برزخ و سختى حساب و خفّت ميزان و لغزش بر صراط و آمدن نامه بدست چپ و از پشت سر و سياهى صورت و دخول در عذاب جهنم و لعن پروردگار و انبياء و ملائكه و مؤمنين و غير اينها كه بر طبق همه اينها آيات و اخبار قائم است .
وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ
يكى از اصول دين مسئله عدل است و عدل سه معنى دارد : عدل مقابل ظلم و عدل مقابل لغو و بيهوده و بىفائده كه بر طبق اين دو صريح آيات است بلكه ضرورى دين بلكه جميع اديان است و عدل مقابل قبيح كه اشاعره منكرند زيرا حسن و قبحى معتقد نيستند و اين از ضروريات مذهب شمرده شده و اماميه و معتزله معتقد هستند كه آنها را عدليه مينامند .