بعض اول كه آيا اين بعض ثانى را خداوند منّت گذارده بر آنها در ميانه ما آيا خدا عالمتر نيست بشكر گذارندهگان از افراد .
يكى از حكم و مصالح اختلاف كه خداوند بندهگان را مختلف قرار داده بعضى را غنى و بعضى را فقير ، شريف وضيع ، صحيح سقيم ، صبيح قبيح ، عزيز ذليل و غير اينها امتحان هر يك به ديگرى غنى به فقير ، شريف بوضيع ، صحيح بسقيم صبيح بقبيح ، عزيز بذليل و بالعكس لذا ميفرمايد و كذلك يعنى چنانچه سابقين را امتحان كرديم شما را هم امتحان خواهيم كرد فتنّا و مكرر گفتهايم كه امتحان خداوند نه براى كشف مجهول است چون جهل در مبدء راه ندارد بلكه براى اينست كه بر خود ممتحن بفتح و بر ديگران معلوم گردد كه راه عذر بر آنها مسدود گردد
بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ
حتى كفار و مشركين بمؤمنين و بالعكس ، مجاهدين بقاعدين ، عدول بفسّاق ، سخى ببخيل ، ظالم بمظلوم و بالعكس و هر دو نقطه مقابلى بيكديگر .
لِيَقُولُوا أَ هؤُلاءِ
لام لام عاقبت است يعنى حتى يقولوا اشراف و سران قوم و رؤساء آيا هؤلاء الفقراء و العبيد و زيردستان
مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِمْ
بسبقت در ايمان و پذيرفتن دعوت نبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم
مِنْ بَيْنِنا
از ميانه قوم و اين جمله از باب تعريض است كه آدمهاى بىعرضه ضعيف پست بىعنوان دور او را گرفته و ما كه باشرف و عزّت و قوّت و شوكت هستيم به او ايمان نياورديم غافل از اينكه پيروان حق از اول دنيا الى زماننا هذا همين فقراء و ضعفاء بوده و پيروان شيطان و باطل همين اعيان و اشراف بودهاند ، الآن مجالس دينى را مشاهده كنيد ، مساجد ، مجالس علمى و نحوه اينها اغلب فقراء هستند و مجالس لهو و لعب و فسق و فجور اغلب اعيان هستند حتى اينكه اگر يك نفر از اعيان در يك مجلس دينى حاضر شود مورد تعجب ديگران مىشود و بالعكس اگر يكى از اين فقراء و ضعفاء در يكى از آن مجالس