[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 52 ]
وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ ما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ ( 52 )
و از خود دور مكن كسانى كه پروردگار خود را ميخوانند صبح و شام براى توجه بپروردگار بر تو نيست از حساب آنها چيزى و بر آنها نيست از حساب تو چيزى پس اگر آنها را طرد نمودى پس ميباشى از ظلم كنندگان .
شبيه اين آيه در مورد حضرت نوح عليه السّلام وارد شده
فَقالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما نَراكَ إِلَّا بَشَراً مِثْلَنا وَ ما نَراكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَراذِلُنا
الى قوله
وَ ما أَنَا بِطارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا
الآيات هود آيه 29 - 33 ، خلاصه كلام اينكه سران قريش خدمت حضرت رسالت عرض كردند كه ما به تو ايمان ميآوريم در صورتى كه اين فقراء و بىعرضهها كه دور تو جمع شدند و به تو گرويدند از خود دور كنى كه ما در عرض آنها نباشيم خداوند اين آيه را فرمود براى قطع طمع آنها نه اينكه پيغمبر متمايل شده باشد كه مؤمنين را طرد كند چنانچه مفسرين توهّم كردهاند و اين آيه مثل آيه شريفه است كه ميفرمايد
لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ
نه اينكه العياذ پيغمبر متمايل بشرك شده باشد بلكه براى قطع طمع مشركين و توقع آنها است لذا ميفرمايد
وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ
طرد بمعنى رد نمودن نپذيرفتن و دور كردن است و مراد از
الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ
مؤمنين از مهاجرين و انصار كه در فقر و تنگدستى گرفتار شدند مثل اصحاب صفه و غير آنها كه نه منزل داشتند و نه وسائل معيشت و در سران مشركين كبر و نخوت بسزا بود و يكى از اعذار مشركين اين بود كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با اين فقراء نشست و برخاست
هامش
كهف آيه 110 ، و در باب خوف تقوى اعتبار شده مثل همين آيه شريفه و آيات ديگر ، منه غفر له .