تكذيب نمودند از انبياء قبل اين نحو خداوند قلوب كفار را طبع مىكند و سياه ميگرداند و قسىّ ميفرمايد .
تلك القرى اشاره بآيات قبل راجعه بقوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم لوط اصحاب مدين ، اصحاب ايكه
نَقُصُّ عَلَيْكَ
قصّه حكايت گذشتگان است و اين دو قسم است يك قسم رومان براى سرگرم كردن طرف مقابل است مثل قصّه رستم و حسين كرد و شاهدخت و شيرين و فرهاد و ليلى و مجنون و امثال اينها كه هيچ حقيقت ندارد و مجرد بافتن و پرداختن است ، و يك قسم براى تنبه و معرفت و تشويق و تحذير است كه مطابق با واقع و حقيقت است مثل قصص انبياء و علماء و مؤمنين و كفار و مشركين كه خداوند در كتاب مبين بيان فرموده و ائمه عليهم السّلام ذكر فرموده و علماء ضبط نموده و در كتب خود ثبت فرمودهاند و خداوند در بسيارى از سور قرآنى از امم سابقه بيان فرموده
مِنْ أَنْبائِها
نبأ اخبار مهمه است و از اين جهت انبياء را نبىّ گفتند چون اخبار مهمه از جانب خداوند به آنها رسيده ، مرجع ضمير « ها » القرى است كه در اين سوره مباركه يك يك را اشاره فرموده
وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ
نوح ، هود ، صالح ، ابراهيم ، لوط ، شعيب و غير اينها و اين رسل گاهى اضافه مىشود به خدا مىگويى رسل اللَّه باعتبار اينكه مرسل خداوند است و گاهى اضافه مىشود بامّت : موسى رسول يهود ، عيسى پيغمبر نصارى محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پيغمبر و رسول مسلمين .
بالبيّنات با معجزات باهرات و ادله واضحات و براهين قاطعات و حجج ظاهرات
فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا
ممكن بود بفرمايد فما آمنوا لكن تأكيد در اينكه در مقام نبودند و خيال ايمان آوردن در قلوب آنها خطور نميكرد
بِما كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ
بسبب آن تكذيبهايى كه قبلا از انبياء كرده بودند كانّه گردن آنها بار شده بود كه هر چه معجزات را مشاهده كنند ايمان نياورند .