و در وصف خاشعين ميفرمايد
الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ
بقره آيه 43 .
و بسا اطلاق بر شك مىشود و اطلاق بر كذب نيز شده مثل قوله تعالى
وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ
بقره آيه 73 ، و بر تهمت هم اطلاق شده كه گفتند فلان ظنين است يعنى متهم و ظنه بكسر بمعنى تهمت است .
و لكن تحقيق اينست كه ظنّ بمعنى ترجيح احد طرفين احتمال است در مقابل وهم كه ترجيح طرف مقابل است و مقابل شك كه تساوى احتمالين است و مقابل يقين كه احتمال خلاف را نميدهد و مقابل جهل مركب كه قطع بخلاف واقع است مقابل يقين منتهى الامر ظن مراتب زيادى دارد از حيث قوّت و ضعف كه اقواى جميع مراتب اطمينان است كه ظنّ متأخم بعلم تعبير ميكنند و علم عرفى نام گذارده مىشود و حكم علم بر او بار ميكنند ، و اضعف جميع مراتب ظن متأخم به شك است و حكم شك را دارد و بينهما متوسطات ، و ظن در باب اصول عقائد حجت نيست حتى اطمينان و در باب شهادت بلكه علم قطعى يقينى لازم است چنانچه از حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مرويست كه اشاره فرمود بخورشيد و فرمود
على مثل هذا تشهد
و در باب شهادت بزنا تعبير كردند
( كالميل فى المكحلة )
و در باب احكام مختلف است ظن حاصل از قياسات و استحسانات و اولويت ظنيه حجت نيست بر خلاف عامّه كه نوع احكام آنها از اين راه است و ظنى كه به حد اطمينان برسد حجت است و ظنى كه از امارات پيدا شود اگر دليل بر حجيت آن امارات داريم حجت است و حكم يقين دارد مثل ظواهر الفاظ و اخبار معتبره و بيّنه شرعيه و غير اينها از امارات ظنيه و اگر دليل بر اعتبار آنها نداريم حكم شك دارد و احكام شك بر او بار مىشود و حجت نيست ، بنا بر اين جميع موارد اطلاقات بر يك معنى حمل مىشود بمراتب مختلفه .