تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
بجميع سماوات و ارض دارد بدليل
وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ
بقره آية الكرسى ، و از آن طرف گفته‌ايم كه ظواهر بعد از آنى كه قرينه عقليه كه بمنزله قرينه متصله است اگر بر خلاف ظاهر داشته باشيم نميگذارد ظهور منعقد شود و مثل قرائن منفصله نيست كه بر تقييد يا تخصيص يا معانى مجازيه حمل شود پس بنا بر اين اصلا ظهور ندارد بلكه مراد احاطه قدرت و عظمت است كه تمام ممكنات در تحت تدبير او هستند ، بناء على هذا مراد از استوى قيام بكارپردازيست لذا در بعض آيات بعد از اين جمله
ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ
ميفرمايد
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ
يونس آيه 3 ، و نيز ميفرمايد
ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ
، الى قوله :
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ
رعد آيه 2 ، و قوله تعالى
ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ
الى قوله تعالى
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ
فصلت آيه 4 ، و تعبير بثمّ كه از براى تراخى است هم يك دليل است زيرا قيام بتدبير امور پس از خلقت آسمانها و زمينها است نه اينكه ايجاد عرش پس از ايجاد زمين و آسمانها باشد ، و نيز از شواهد همين جمله بعد است
يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ
شب روز را محو مىكند ، اگر بگويى چرا نفرمود يغشى النهار الليل مىگوييم شب بمنزله عدم و سلب است نظير ظلمت و عدم را نميشود معدوم كرد و روز بمنزله وجود است نظير نور و موجود را ميتوان معدوم نمود لذا موقعى كه روز معدوم شد شب است چنانچه نور اگر معدوم شود ظلمت است
يَطْلُبُهُ حَثِيثاً
فاعل يطلبه الليل است و مرجع ضمير نهار است يعنى سرعت شب طلب مىكند روز را اشاره به اينكه عمر بسرعت طى مىشود ، در حديث از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است فرمود ا ما ترون انّ الليل و النهار يبليان كلّ جديد و يقربان كلّ بعيد .
وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ
تمام كرات جوّيه بامر پروردگار در سير و حركتند بنحو منظم خردلى تند و كند ندارند بلكه مستفاد