وَ الْمَلائِكَةُ باسِطُوا أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ
بسط مقابل قبض است و بسط يد تارة براى اعطاء و بذل است چنانچه در آيه شريفه ميفرمايد
وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ
اسراء آيه 31 ، و تارة بسط يد براى اخذ است چنانچه در حديث نبوى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است در باب توبه فرمود
( انّ اللَّه باسط يده لمسيئي النهار الى الليل و لمسيئي الليل الى النهار )
و اينجا براى اخذ و قبض روح است لذا حضرت عزرائيل را قابض الارواح ناميدند و همين است معناى توفى كه اخذ بقوه است و نسبت تارة به خداوند داده مىشود
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها
زمر آيه 43 ، و تارة بملك الموت داده شده
قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ
سجده آيه 11 ، و تارة بملائكه داده شده
تَوَفَّتْهُمُ الْمَلائِكَةُ
محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم آيه 29 ، و اشكال به اينكه روح مجرد است و قابل قبض و اخذ نيست مدفوع است به اينكه مراد قطع علاقه از اين بدن عنصرى است و تعلق بقالب مثالى و صورت برزخى است و تعبير باخرجوا با اينكه آنها اخراج ميكنند خود انسان كه اخراج نميكند يك نوع اهانت و توهين است مثل اينكه بگويى جانت را بده يا بمير يا دست از جانت بردار و امثال اينها .
الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ
اشكال به اينكه عذاب هون جهنم و روز قيامت است مردود است به اينكه از اول زمان موت گرفتار عذاب مىشود و از پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است
( اذا مات ابن آدم قامت قيامته )
و احتياج نداريم به اينكه بگوئيم مراد روز قيامت است چنانچه بعضى گفتند .
بِما كُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ
سه طائفه مذكوره در صدر آيه
وَ كُنْتُمْ عَنْ آياتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ
زير بار نرفتن و بىاعتنايى كردن و تكذيب انبياء نمودن تمام منشأ آن كبر و نخوت و تفرعن و تجبر است .