وَ كَذَّبَ بِهِ
ضمير به بعضى گفتند قرآن مجيد است و بعضى گفتند قضاياى سابق الذكر كه تصريف آيات باشد لكن معنى ندارد تكذيب آيا قدرت الهى را منكر ميشوند بر نزول عذاب يا قاهريت او را قبول ندارند يا بازگشت و بعث روز جزاء را منكر ميشوند يا نزول عذاب را مستند به خدا نميدانند تمام اينها غلط است زيرا قوم حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم قريش بودند و اينها طبيعى و دهرى نبودند كه منكر مبدء و معاد باشند بلكه مشرك بودند آن هم شرك عبادتى خدا را معتقد بودند قدرت و قهر او را اعتراف داشتند و معاد را هم قبول داشتند بلكه هر متديّن بدينى چه حق و چه باطل مبدء و معاد را معترف است و دين خود را حق ميداند لذا ضمير به به قرآن برميگردد و آن هم جاى تكذيب ندارد بالاخص قوم حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه فرمود قومك زيرا اينها اهل لسان بودند و در فصاحت و بلاغت سرآمد زمان خود بودند و اشعار و قصائد خود را برخ ديگران ميكشيدند و عجز خود را از آوردن يك سوره مثل قرآن درك كردند لذا ميفرمايد
ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ
بقره آيه 1 ، پس تكذيب آنها جز عصبيت و عناد منشأى نداشته از اين جهت فرمود
وَ هُوَ الْحَقُّ
بلكه حقية قرآن و معجزه بودن از جهات بسيارى قابل ترديد نيست چنانچه در مقدمه همين كتاب بيان شده در مجلد اول و بعد از اين بيان جا دارد كه بفرمايد
قُلْ لَسْتُ عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ
وظيفه رسول اتمام حجت است و بستن راه عذر و اقامه دليل و برهان
لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ
انفال آيه 44 ( تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال ) ديگر مسئوليت ندارد كه چرا ايمان نياوردند و هدايت نشدند
ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 67 ]
لِكُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ وَ سَوْفَ تَعْلَمُونَ ( 67 )
از براى هر خبرى قرارگاهيست و زود باشد كه بر شما معلوم گردد .