و ديگر ( لا يصدر الواحد الا عن الواحد ) و استدلال بر اين دعوى نمودند كه خداوند بسيط است چون صرف وجود است در غاية بساطة و مناسبت بين علت و معلول شرط است و تركيب در او روا نيست نه تركيب خارجى و نه ذهنى و نه وهمى لكن اين توهّم فاسد است زيرا اين كلام و اين دو قاعده در علة تامه تمام است و خداوند علة فاعليست و شرائط ديگرى هم لازم است محل قابليت وجود داشته باشد ، مصلحت در ايجاد باشد ، وجودش قبيح نباشد و بواسطه اختلاف مصالح و حكم فعل مختلف مىشود و لذا عالم را حادث و مسبوق بعدم ميدانيم و آنها چون علة تامه فرض كردند و انفكاك علة از معلول هم محال است عالم را قديم دانسته و فقط از خدا همان صادر اول كه عقل اول باشد صادر شده و كثرات بمسلك افلاطون عقول طوليه كه عقول عشره باشد و از عقل عاشر كثرات موجود شده ، و بمسلك ارسطو عقول عرضيه و تمام اين مزخرفات با معناى قدرت سازش ندارد و تفصيل اين كلام را در مجلد اول كلم الطيب در باب قدرت دادهايم .
عَلى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ
بعث بمعنى ارسال است چنانچه بعث انبياء ارسال رسل است يعنى خداوند قادر است كه بر شما ارسال نمايد و نازل كند
عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ
مثل صاعقه ، صيحه ، امطار حجاره ، و امروز بام اتم و ساير بلاهاى آسمانى
أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ
مثل زلزله ، خسف و اين تصادفات كه هر روز پيشآمد مىشود و ساير بليات ارضيه مثل وباء ، طاعون ، قتال و جدال و امراض جديده غير قابل معالجه .
أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً
كنايه از افتراق و اختلاف و دستهبنديها و احزاب مختلفه و عقائد كثيره كه باعث شود بجان يكديگر بيفتند و همديگر را بكشند كه هيچ بلائى بدتر از دوئيت نيست ، و كلمه شيعا جمع شيعه و شيعه اگرچه فعلا متصرف بكسانيست كه معتقد بخلافت بلا فصل امير المؤمنين على عليه السّلام هستند