بنسيان انداخت پس از تذكر هممجلس نشو با قوم ستمكاران .
كلام در اين آيه توقف دارد بر بيان چند امر : امر اول - در موضوع عصمت انبياء ، عقيده اهل تسنن وفاقا ليهود و نصارى انكار عصمت است و ضرورت مذهب شيعه بر عصمت انبياء و ملائكه و اوصياء انبياء قائم است و ادلّه آن را در باب شرائط نبوت و امامت بيان كردهايم در كلم الطيب مجلد اول و دوم و هم در همين تفسير در مجلد اول در قضاياى آدم عليه السّلام پس از اين موضوع مىگوييم دو قسم عصمت داريم يكى معصوم از كليه معاصى چه كبيره و چه صغيره حتى خيال معصيت در قلوب مطهره آنها خطور نميكند چه قبل از وصول بمقام نبوت و امامت چه بعد از وصول از ابتداء ولادت تا حين موت و اين از مسلميات تمام شيعه است . دوم عصمت از خطاء و سهو و نسيان و شك و ريب . بعضى منكر شدند حتى كتاب سهو النبى نوشتند و استناد بظواهر بعض آيات و اخبار كردند و بعضى تفصيل قائل شدند كه در باب احكام و تبليغ معصوم بودند ولى در امور خارجيه غير مربوطه به احكام ممكن است سهو و نسيان بر آنها ، و لكن مذهب حق وفق مشهور شيعه و محققين از علماء اعلام معصوم از كليه سهو و نسيان و خطاء و اشتباه و شك و ريب بودند و دليل بر اين مطلب وجوهى است :
وجه اول - اگر عروض اين نحوه عوارض بر آنها ممكن باشد قطع بفرمايشات آنها پيدا نميشود و حجت بر خلق تمام نميگردد و اين موجب نقض غرض مىشود و بر خدا محال است .
وجه دوم - مسلّما اگر از اين عوارض محفوظ باشند صلاح امّت است و خالى از مفسده و فعلى كه عين صلاح باشد و هيچگونه مفسدهاى در او نباشد بر خداوند لازم است و تركش قبيح و بمقتضاى عدل فعل قبيح از خدا صادر نخواهد شد .
وجه سوم - اين گونه عوارض از تصرفات شيطان است و منشأ آن اخلاق رذيله
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 105
مساهمون: السيد عبد الحسين الطيب
ص١٠٥