در مرجع تقليد ، در حكم حاكم ، در قاضى ، در شاهد ، در موضوع طلاق ، در اثبات موضوعات مثل طهارت و نجاست و قبله و وقت و رؤيت هلال و تعيين قيم و غير اينها از موضوعات مگر در موارد خاصه كه اعتبار چهار شاهد شده .
أَوْ آخَرانِ مِنْ غَيْرِكُمْ
يعنى غير از مسلمين و اين تخيير نيست بلكه ترتيب است يعنى اگر دست رس بمسلمين نيست بىوصيت نميرد لا اقل دو نفر از كفار را شاهد بگيرد .
إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ
تعيين مورد است چون در حضر غالبا مؤمنين هستند و لكن در سفر بسا دست رسى بمؤمنين نيست .
فَأَصابَتْكُمْ مُصِيبَةُ الْمَوْتِ
يعنى اگر آثار موت نيست بكافر وصيت نكند تا دست رسى بمؤمنين پيدا كند و اما اگر آثار موت ظاهر شد كه اگر وصيت نكند بىوصيت از دنيا ميرود لكن اين دو شاهد كافر چون بينه شرعيه نيست .
تَحْبِسُونَهُما مِنْ بَعْدِ الصَّلاةِ
نه معناى حبس زندان است بلكه مراد نگاه داشتن آنها است تا بعد از نماز و در اخبار دارد بعد از نماز عصر اگر اطمينان بصدق آنها هست كافيست براى اثبات وصيت و اگر احتمال يا مظنه بكذب آنها داده شد چون اثبات وصيت بشهادت آنها نميشود بايد بر طبق شهادت خود قسم ياد كنند
فَيُقْسِمانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ
و كيفيت قسم آنها اين نحو باشد
لا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَناً
يعنى شهادت دروغ نميدهيم و نمىفروشيم بواسطه گرفتن ثمن كسى كه چيزى را ميفروشد البته ثمن آن را ميخرد و اشتراء مىكند .
وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى
يعنى طرف دارى خويشاوندى نميكنيم
وَ لا نَكْتُمُ شَهادَةَ اللَّهِ
و كتمان شهادت كه خدا امر فرموده نمىكنيم و بر خلاف حق شهادت نميدهيم كه اين گناه بزرگى است كه تعبير از او بشهادت زور مىكنند زيرا اگر چنين كنيم
إِنَّا إِذاً لَمِنَ الْآثِمِينَ
از گنهكاران بشمار مىرويم آن هم با انضمام بيمين غموس