و الاحبار جمع حبر بزرگان و محترمين و رؤساء كه ديگران نسبت به آنها تمكين هستند كه اگر نهى از منكر و امر بمعروف كنند بيشتر كلام آنها تأثير دارد و اطاعت مىشود .
عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ
متعلق به ينهيهم است يعنى نهى از قول اثم و قول اثم شامل هر كلامى كه صدورش حرام است مىشود مثل كذب ، غيبت ، فحش ، سب ، لعن ، تهمت ، سرزنش ، زخم زبان ، نمامى ، سعايت ، كلمات كفر آميز و غير اينها كه گفتند معاصى زبان 25 معصيت است و در خبر است كه اكثر اهل نار بواسطه زبان است و شايد مراد در اينجا تحريفات و نسبتهاى ناروا بانبياء و بدعتهايى كه در دين گذاردند باشد يا مطلق معاصى زبان .
وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ
عطف بقولهم الاثم است و اكل سحت شامل تصرف در اموال ناس بدون وجه شرعى مىشود از رشوه ، رباء ، معاملات فاسده ، ثمن اشياء محرمه مثل خمر و زنا و نحو اينها و قمار و اجرت بر اعمال محرمه و بيع آلات لهو و ظلم و غير اينها كه فقهاء در مكاسب محرمه متعرض شدند تمام سحت است و تمام امروز معمول جامعه است .
لَبِئْسَ ما كانُوا يَصْنَعُونَ
ظاهرا راجع بربانيون و احبار باشد كه رفتار آنها با سايرين در مداهنه و مسامحه و ترك موعظه و نصيحت و امر بمعروف و نهى از منكر و ارشاد و هدايت بسيار بد كردارى است ، و ممكن است راجع بجميع باشد چه آنهايى كه مرتكب ميشوند و چه آنهايى كه جلوگيرى نميكنند .