كلام اينست كه يهود معتقد هستند كه خدا روز يكشنبه شروع كرد در خلقت آسمانها و زمينها و آنچه در آنها است تا روز جمعه فارغ شد و روز شنبه تعطيل كرد و كنار نشست و دستگاه خود به خود ميگردد و ميچرخد و هيچ مساسى ديگر با خدا ندارد نظير ساعت كه موقعى كه او را كوك كردند يا وصل بقوه نمودند ديگر خود به خود كار مىكند ، و اين كلام بسيار غلط و باطل و يك نوع تفويض است و نظير كلام حكماء است كه گفتند يك فعل بيشتر از خدا صادر نشده و او عقل اول است چون علة واحده من جميع الجهات يك معلول بيشتر ندارد ، و تمام اين مزخرفات مبنى بر اين است كه خدا را علة موجبه ميدانند ، ولى فاعل مختار است و افعالش تابع مصالح و حكم است و بواسطه اختلاف مصالح افعال متعدد مىشود و آن به آن افاضه فيض مىكند چنانچه مكرر متذكر شدهايم .
غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ
آنها در افعال اختياريه فاعل مستقل نيستند تا مشيت حق تعلق نگيرد هيچ فعلى از بنده صادر نخواهد شد با اينكه فاعل مختار هستند
ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوها قائِمَةً عَلى أُصُولِها فَبِإِذْنِ اللَّهِ
حشر آيه 5 ، از حضرت امير المؤمنين عليه السلام است كه فرمود
( عرفت اللَّه بفسخ العزائم و نقض الهمم )
زيرا بسا انسان عازم بر امرى مىشود و همت خود را مصروف ميسازد و تمام اسباب و وسائل را فراهم مىكند و آن امر انجام نميگيرد سپس ميفرمايد
فعلمت ان المدبر غيرى .
وَ لُعِنُوا بِما قالُوا
زيرا اعظم معارف معرفة اللَّه است اول الدين معرفة اللَّه و اينها خدا را نشناختند زيرا خدا را يك صانع بشرى دانستند مثل بناء و بناء كه ميسازد و ميرود بلكه سالهاى دراز بناء باقى است و بناء زير خاك پوسيده و رسيده شده و غافل از اينكه بقاء وجود آن به آن بدست قدرت او است بلكه دائما وجود ممكنات خلع و لبس است مثل اضائه نور لذا ميفرمايد
بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ