تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
خود را اداء كند اگر چه جايز است و بر دائن حرام است مطالبه كند بلكه بايد صبر كند تا زمانى كه مديون متمكّن شود و اينست معناى
فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ
يعنى مهلت دهد و انتظار كشد تا زمانى كه ميسور گردد ، و اين حكم در جائيست كه دين در ذمّه باشد و امّا اگر عين مال دائن نزد مديون موجود است دائن حق دارد از او بگيرد چنانچه اگر مديون بميرد ديون او تعلّق بتركه او ميگيرد و لو تركه از مستثنيات دين باشد و دين مقدّم بر ارث است بنص آيات شريفه لكن اختيار تعيين دين در تركه با وارث است نه با دائن و اگر ميّت تركه ندارد بر وارث واجب نيست از مال خود ديون مورث را ادا كند و دائن حق مطالبه از احدى ندارد . و ممكن است حاكم از مصارف بيت المال در صورتى كه دين براى امر مشروعى باشد اداء كند از سهم زكات كه سهم غارمين باشد . و اگر مديون زائد بر مستثنيات دين دارد لكن ديون بيشتر از موجودى است ديّان حق دارند از حاكم تقاضاى حجر كنند حاكم مديون را محجور مىكند از تصرف در مال و موجودى را تقسيم مىكند به حساب ديون بين ديّان . و اگر احد ديّان عين مالش موجود باشد حق دارد آن را اخذ كند و ديگر ديّان در آن شركت ندارند ولى بقيّه ديون در ذمّه مديون هست و مورد اين جمله آيه هست كه هر وقت متمكّن شد بايد اداء كند و ديّان بايد صبر و انتظار داشته باشند تا زمان تمكّن و مديون اگر متمكّن از كسب و تحصيل مال باشد واجب است تحصيل كند و بقيّه را اداء كند . و در هر صورت در مورد تعسّر و نداشتن مال ديّان افضل و احسن اينست كه از دين خود صرف نظر كنند و بعنوان صدقه پاى مديون حساب كنند و ذمّه او را فارغ كنند چنانچه ميفرمايد
وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ
و ذخيره اخروى خود قرار دهند و در حساب خدا حساب كنند كه بمراتب از استفاده دين نفعش بالاتر است ،