همان مقدار كه طلب داريد بگيريد و اگر هم ربوا گرفتهايد مقدار طلب خود را برداريد و ما زاد را ردّ كنيد به صاحبش مگر مواردى كه قبلا تذكّر داديم كه لزوم ندارد ردّ و خداوند گذشت فرموده .
لا تَظْلِمُونَ
بمديون ظلم نكنيد در گرفتن زياده
وَ لا تُظْلَمُونَ
و خود هم ظلم نكشيد در اصل مال كه بر مديون واجب است كه اداء دين را بكند و بدائن ظلم نكند و مسامحه در اداء ننمايد بلكه اداء دين در صورتى كه مديون متمكّن باشد و دائن مطالب باشد واجب فورى است كه هر ساعتى ترك آن گناه كبيره است بلكه از معاصى دائميّه است چون وجوبش فورا ففورا است .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 280 ]
وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ( 280 )
تفصيل كلام اينكه مديون چه دين از جهت استقراض باشد كه مورد آيه است چه از جهات ديگر اگر متمكّن از اداء دين باشد و دائن هم مطالب باشد يا حالت مطالبه داشته باشد و لو حياء مطالبه نكند واجب فورى است كه بايد اداء نمايد و تأخير و مسامحه در اداء گناه كبيره است هر چه تأخير اندازد موجب ازدياد معصيت مىشود حتّى بعضى از علماء كه قاعده ترتب را تمام نميدانند عبادت منافيه با اداء دين را باطل ميدانند و اگر متمكّن هست لكن دائن مطالب نيست و راضى بتأخير است و لو واجب است بر مديون اداء دين لكن واجب موسع است فورا واجب نيست و در تأخيرش گناهى مرتكب نشده و اگر متمكّن نيست كه مورد آيه است كه ميفرمايد
وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ
يعنى سخت است و متعسّر است در اداء و البتّه مستثنيات دين خارج است مثل خانه و اساس البيت و نفقه يك شبانه روز خود و واجب النفقه به مقدار شأن و زىّ خود بر مديون واجب نيست كه خانه و اساس البيت را بفروشد و دين