3 - جمله
مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى
كه شامل هر مرد و زنى از مؤمنين مىشود 4 - جمله
بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ
كه صريح است كه هر فردى از افراد .
صدق بعض بر او مىشود يعنى فرقى بين افراد نيست كه بعضى دون بعض باشد .
سپس خداوند بر اين عموم متفرّع ميسازد بعض مصاديق آن را كه چون عم هيچ عاملى از بين نميرود
فَالَّذِينَ هاجَرُوا
كه به قصد تشرّف خدمت حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و اخذ احكام و نصرت اسلام و هجرت بمدينه نمودند .
وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ
كسانى كه در اذيت مشركين در مكه بودند و بالاخره متفرق شدند بعضى بحبشه ، برخى بطائف ، برخى بمواضع ديگر كه آنها اخراج بلد كردند .
وَ أُوذُوا فِي سَبِيلِي
چه در مكه كه در شعب ابى طالب چند سالى گرفت چه سائر اذيتها از مشركين و يهود در مدينه به آنها متوجه شد .
وَ قاتَلُوا
در جبهه جنگ حاضر شدند در بدر و احد و سائر غزوات و سريه
وَ قُتِلُوا
شهداء بدر ، احد ، موته و غير اينها .
لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ
حسب سؤال آنها كه گفتند
كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا
وَ لَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
حسب دعاء آنها كه گفتند
وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ
.
ثَواباً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
گفتند معنى ثواب اعطاء نعمت است بازاء عمل از روى اكرام و احترام در آخرت پس شامل نعم دنيوى يا بدون عمل يا بدون اكرام احترام صدق ثواب نميكند .
و تحقيق كلام اينست كه خداوند عالم فياض مطلق است لكن قابليت محل لازم دارد و نعم اخروى بنصّ آيات شريفه و اخبار متواتره و ضرورت دين غير مؤمن قابليت آنها را ندارد فقط ايمان و اعمال صالحه قابليت ميآورد ، و اما نه