تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩

[ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيه 185 ]

كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ ( 185 ) هر ذى حياتى مرگ را خواهد چشيد و روز قيامت مزد خود را خواهيد گرفت پس كسى كه از آتش دورى جويد و داخل بهشت شود پس بتحقيق رستگار خواهد بود و نيست زندگانى دنيا مگر اسباب فريب . اين آيه شريفه مشتمل بر مطالب مهمّه است :

مطلب اول

- در موضوع حيات و موت ، و قبلا تذكر داده‌ايم كه اختلاف كردند در نسبت حيات و موت ، بعضى گفتند ايجاب و سلب كه موت عدم الحيوة است ، بعضى گفتند عدم و ملكه مثل عمى و بصر كه عدم الحيوة ممّن شأنه الحيوة ، پس چيزى كه قابل حيات نيست اطلاق موت هم بر او نميشود ، و بعضى گفتند تضاد كه دو امر وجودى است كه مجتمع نميشوند و تحقيق كلام اينست كه موت نسبت بحيوة حيوانى و نباتى عبارت از زوال حيات است كه همان عدم و ملكه است با مسبوقيت بحيوة ، پس كسى كه هنوز لباس حيات نپوشيده اطلاق موت بر او نميشود و لو شأنيت حيات را داشته باشد پس مثل عمى و بصر نيست كه مجرد عدم و ملكه است . و اما نسبت بحيوة انسانى انتقال نشئه است ، روح انسانى آن جوهر ملكوتى ان لطيفه ربّانى ، ان مجرد غير مادّى تعلق او از اين بدن جسمانى بريده مىشود و بقالب مثالى تعلق ميگيرد و اين هم پس از تعلق او به اين بدن است كه مادامى كه هنوز تعلق نگرفته اطلاق موت بر او نميشود ، و آيه شريفه راجع به اين قسمت است چون تعبير بذوق فرموده
كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ
و چشيدن راجع بامر وجودى است چنانچه آيه شريفه
خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ
هم راجع به اين قسمت است