و خار و خفيف شدند يعنى مشركين كه در حرب حاضر بودند دو قسمت شدند يك قسمت كشته و اسير و يك قسمت خار و خفيف .
فَيَنْقَلِبُوا
يعنى برگشتند رو بمكّه كه فرار نمودند خائبين خيبة مقابل ظفر است مثل يأس كه مقابل رجاء است ، و فرق بين اين دو اينست كه يأس اينست كه انسان از اول امر مأيوس است و هيچ اميدى ندارد ، و لكن خيبة بعد از آنيست كه اميد كامل و اطمينان بظفر داشته باشد پس نااميد گردد .
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 128 ]
لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظالِمُونَ ( 128 )
نيست براى تو از اين امر چيزى يا خداوند مىبخشد گناه آنها را يا آنكه عذاب ميفرمايد آنها را پس بتحقيق كه آنها ظالم هستند .
( مسئلة معضلة ) در موضوع تفويض امور از جانب خداوند به حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و ائمّه طاهرين عليهم السلام ، بعضى از عرفاء و اهل تصوّف و شعراء و غلات گفتند خداوند امر رزق و خلق و اماته و احياء و نحو اينها را تفويض فرموده به اين خاندان عليهم السلام اينها خلق ميكنند و روزى ميدهند و ميميرانند و زنده ميكنند و اين قول شبيه قول حكماء است كه از روى دو قاعده بين آنها الواحد لا يصدر عنه الّا الواحد و لا يصدر الواحد الّا عن الواحد ميگويند واجب الوجود فقط عقل اول مجرد از ماده و صورت را خلق فرمود و از عقل اول به ترتيب علل بقيه عقول عشرة و افلاك تسعة و از عقل عاشر مواد سفليه روى مسلك افلاطون كه قائل بعقول طوليه است يا عقول عرضيه غير متناهيه طبق مسلك ارسطو ، و مستند مفوضه هم اخبار ضعيف الدلالة است و اين دو قول خلاف ضرورت دين و مذهب است و قائل به آن از ربقه