خلق را تقليدشان بر باد داد * اى دو صد لعنت بر اين تقليد باد
و مورد آيه تقليد در اصول دين است و بدون شك ، مذموم و حرام و موجب خسران دنيا و آخرت است چون عوام يهود از احبارشان در مورد رسالت پيغمبر اسلام و بشارات تورات تقليد نموده و گفته آنها را كه گفتند اين آن پيغمبرى نيست كه تورات بشارت داده ، پذيرفتند و به همين گمان اكتفاء نمودند .
و روش اكثر كفار و اهل باطل همين بوده كه در جواب انبياء الهى كه آنان را بدين حق دعوت مينمودند مىگفتند .
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ
« 1 » « مقام سوم در بيان
إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ
: ظنّ حالت نفسانيه وجدانيه است نسبت بمتعلقش ، زيرا نفس هر گاه بمطلبى يا موضوعى توجه كند ، يا معتقد بوجود و تحقق آن مىشود و احتمال خلاف آن را نميدهد ، در اين صورت اگر مطابق با واقع باشد آن را يقين گويند و براى آن مراتبى است كه در ذيل آيه :
وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ
گذشت « 2 » و اگر بر خلاف واقع باشد آن را جهل مركب نامند و اگر معتقد بر خلاف و عدم مطابقت آن با واقع شود آن را يقين بخلاف گويند .
و هر گاه احتمال صدق و كذب و مطابقت و مخالفت و صحت و فساد هر دو را بدهد در اين صورت اگر طرف مطابق را ترجيح دهد ، ظنّ بمعنى اخصّ است و آن هم داراى مراتبى است كه هر چه ترجيح بيشتر شود ظنّ قوىتر مىشود تا برسد بظنّ قريب بعلم كه آن را ظنّ اطمينانى و ظن متاخم بعلم تعبير مىكنند و هر چه ترجيح كمتر شود ، ظن ضعيفتر مىگردد تا برسد به ظن قريب به شك كه ظنّ ضعيفش گويند .
هامش
( 1 ) - سوره زخرف آيه 21
( 2 ) - مجلد اول ص 250