و اطلاق اميين بر اهل مكه يا براى اينست كه منسوب بامّ القرى ميباشند و يا براى اينكه علم خواندن و نوشتن نداشتهاند و امّا اميّون در آيه شريفه مراد عوام يهودند كه سواد خواندن و نوشتن نداشتند .
« مقام دوم در معنى امانىّ » : امانى جمع امنيّة است ، و در تفسير آن بعضى گفتند مراد قرائت كتاب است بدون توجّه و تدبّر در معانى آن ، و بعضى گفتند بمعنى آرزوها و خيالبافيهاى باطل است چنانچه گفتند
لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُودَةً
« 1 » و گفتند
نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ
« 2 » و گفتند
لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً
« 3 » و امثال اينها ، و بعضى گفتند بمعنى اكاذيب و افتراءاتى است كه از علماء مدلّس بدون مدرك و دليل فرا گرفته و تقليد ميكنند و حديث مبسوطى در اين موضوع از تفسير منسوب به حضرت عسكرى عليه السّلام نقل نموده و مرحوم شيخ انصارى ره در فرائد ميفرمايد « اللائح منه آثار الصدق » از اين حديث آثار صدق ظاهر مىشود و علماء ببعضى فقرات اين حديث براى تجويز و لزوم تقليد تمسك نمودهاند و آن اين جمله است «
فاما من كان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدينه مخالفا لهويه مطيعا لامر مولاه فللعوام ان يقلّدوه
» ولى قطع نظر از مفاد اين حديث اين تفسير در نظر محققين از علماى شيعه ارزشى ندارد براى اينكه نه سند صحيحى دارد و نه مناسب مقام ائمه است كه كتاب تفسير بنويسند و نه اين معهود بوده ، علاوه بر اينكه مشتمل بر مطالب بسيارى است كه آثار غلوّ از آنها ظاهر است چنانچه در تدبّر الفاظش بر متأمل واضح خواهد شد .
بنا بر اين ما از نقل آن خوددارى نموده و تنها در مسئله تقليد چند كلمهء متذكر ميشويم :
هامش
( 1 ) - سوره البقره آيه 60
( 2 ) - سورة المائده آيه 21
( 3 ) - سوره البقرة آيه 105