كه دلالت بر نفع مىكند اين مطلب را بيان فرمود يعنى سلطنت طالوت بنفع شما است ، ولى آنها اعتراض نموده و وى را لايق پادشاهى ندانسته و با كلمه ( علينا ) كه دال بر ضرر است اين معنى را اظهار كردند و اين اولين مخالفتى بود كه از آنها در اين باره صادر شد ، چون خيال ميكردند سلطنت بايد در بيت يوسف ، و سلطان شخص متمكن و ثروتمند و داراى اسم و عنوان باشد چنانچه يهود زمان پيغمبر اسلام توهم كرده بودند كه پيغمبرى كه در كتب آنها بوى بشارت داده شده بايد از بنى اسرائيل باشد و چون ديدند از بنى اسمعيل است مخالفت نمودند از اينجهت گفتند چگونه براى طالوت سلطنتى بر ما باشد و حال آنكه ما بپادشاهى سزاوارتر از اوئيم ، زيرا داراى ثروت و مكنت و اسم و عنوان و از بيت پادشاهى مىباشيم .
وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ
و طالوت وسعت در مال به او داده نشده و مرد فقير و تهى دست است .
قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ
پيغمبرشان گفت كه او را خدا برگزيده است و كسى را كه خدا انتخاب كند البته شايسته و لايق است و خداوند حكيم شخص نالايق را اختيار نمىفرمايد .
«
وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ »
اگر مال ندارد خداوند دو چيز به او عنايت فرموده كه بواسطه آن دو بر شما برترى دارد و لايق مقام پادشاهى و تدبير امور است يكى علم كه بواسطه آن سياست و مملكت دارى و تدبير امور كشورى و لشگرى را ميتواند بكند و ديگر بسطه در جسم يعنى قدرت و قوت و شجاعت كه لازمه پيشوايى و سلطنت است .
وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ
و خدا پادشاهيش بهر كه بخواهد ميدهد اشاره به اينكه شما در مقابل امر و قضاء الهى بايد تسليم باشيد و از خود اظهار نظر