آنها برگزيند تا گرد او جمع شده و با جالوت و لشگريان او قتال كنند و شرّ آنها را از خود دفع نمايند .
قالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ أَلَّا تُقاتِلُوا
عسى از افعال مقاربة و براى ترجى و اميد است چه نسبت بامر مكروه باشد يا نسبت بامر مطلوب مانند آيه شريفه
عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ
« 1 » و اينجا نسبت بامر نامطلوب است كه مخالفت از قتال باشد يعنى آيا تصور نميرود كه اگر بر شما قتال واجب شود مخالفت كنيد چنانچه ساير اوامر الهى را مخالفت نموديد و كتب بمعنى فرض و وجوب است چنانچه در
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ
و نحو آن گذشت ، و حاصل جمله اينست كه اعمال و رفتار شما مايه اميدوارى نيست كه اگر جهاد بر شما فرض شود اطاعت كنيد و مخالفت ننمائيد .
قالُوا وَ ما لَنا أَلَّا نُقاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنا مِنْ دِيارِنا وَ أَبْنائِنا
در جواب آن پيغمبر گفتند چه چيز باعث اين مىشود كه ما قتال نكنيم با اينهمه فشار و ظلمى كه بما وارد شده و ما را از بلاد خود بيرون كردهاند و بچههاى ما را از ما گرفته و بين ما و آنها جدايى انداختهاند .
فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ
چون قتال بر آنها واجب شد اعراض نموده و مخالفت كردند جز عده قليلى از آنها كه در حديث مروى از قمى دارد كه آن عده شصت هزار نفر بودند .
وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ
خداوند بستمكاران يعنى آنهايى كه مخالفت از جهاد نمودند آگاه است و تعبير از مخالفين قتال بظالمين براى اينست كه آنها هم ظلم بنفس نمودند چون خود را بواسطه مخالفت امر خدا و معصيت او در معرض عقوبت
هامش
( 1 ) - سوره بقره آيه 213