خطاب بمؤمنين است و مراد بستگان و فاميل زن ميباشند و اصل عضل به معنى دشوارى و سختى باشد چنانچه مرض صعب و درد بىدرمان را داء عضال گويند و زنى كه مشكل بزايد گويند ( عضلت المرأة ) و مسئله مشكل و دشوار را معضله گويند ، و مقصود اينست كه هر گاه زن با شوهرش كه او را طلاق داده خواست دو مرتبه وصلت كند در كار آنها اشكال تراشى نكنيد و امر را صعب و مشكل ننمائيد و از روى لجاج و عناد و دشمنى با مرد ، زن را منصرف ننمائيد ، چنانچه اين روش دأب و ديدن اكثر مردم است كه اگر مردى زنش را طلاق داد و بعد پشيمان شد و خواست دو مرتبه با او نكاح كند بستگان و خويشان زن او را منصرف نموده و با سخنانى كه حس بدبينى و بدگمانى او را تهيج مىكند از اين عمل باز مىدارند .
لذا آيه شريفه از اين عمل مؤمنين را منع ميفرمايد و دستور ميدهد كه با ترغيب و تحريص آنان همان پيوند سابق را كه از هم گسيخته دو مرتبه به پيوندند و الفت سابقه را تجديد نمايند كه از لحاظ تزكيه نفس بهتر است .
إِذا تَراضَوْا بَيْنَهُمْ
هر گاه خود شوهران و زنان از يكديگر راضى شوند و بنا گذارند كه حقوق يكديگر را رعايت كنند .
ذلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ
خطاب ذلك متوجه برسول اكرم است نظر به اينكه مواعظ الهيه از طرف او بمؤمنين ابلاغ مىشود و اختصاص پند گرفتن مؤمنين به خدا و روز جزا براى اينست كه اتعاظ لازمه ايمان است و شخص با ايمان نصايح الهى را مىپذيرد و به آن عمل مىكند .
ذلِكُمْ أَزْكى لَكُمْ وَ أَطْهَرُ
در اين منع نكردن از رجوع و ازدواج يا رجوع زوج و زوجه طهارت و پاكيزگى بيشترى است زيرا رجوع از جدايى بالفت است و نظر بسابقه معاشرتى كه با هم داشتهاند براى طرفين بى عيبتر و