تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
( و هر گاه زنان را طلاق داديد و عده آنها بسر آمد پس مانع نشويد كه با ازدواج خود نكاح كنند هر گاه ميان آنها از روى معروف تراضى شود و از يكديگر راضى شوند ، به اين دستور پند ميگيرد كسى كه به خدا و روز بازپسين ايمان ميآورد اين دستور شما را بهتر از اخلاق رذيله و عيوب نفسانى تزكيه و تطهير مينمايد و خدا ميداند و شما نميدانيد )
وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ
اين خطاب متوجه با ازواجى است كه زنان خود را طلاق داده‌اند و عده آنها بسر رسيده و آزاد گشته‌اند .
فَلا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْواجَهُنَّ
عضل را همه مفسرين به معناى منع تفسير نموده‌اند يعنى مانع نشويد و در اينكه خطاب در
فَلا تَعْضُلُوهُنَّ
بچه كسانى است بين مفسرين اختلاف است . بعضى گفتند كه مخاطب همان ازواجند چون ممكن است زوج بسا از روى عناد و دشمنى با زوجه ، او را طلاق دهد و به او ابلاغ نكند و او را بلا تكليف نگاه دارد و از اينجهت نتواند آن زن به ديگرى ازدواج نمايد و آيه شريفه از اين عمل نهى ميفرمايد ولى اين تفسير صحيح نيست زيرا كلمه ازواجهن مشعر است بر اينكه مراد نكاح با همان زوج سابق است ، و ترك ابلاغ زوج و طول مدت عدهء مانع از اين معنى نيست . و بعضى گفتند خطاب باولياء زن است كه پس از انقضاء عده اگر بين زوج و زوجه الفتى پيدا شد و خواستند دو مرتبه به عقد جديد با هم وصلت نمايند مانع نشويد ، و از اين بيان خواستند نتيجه بگيرند كه ولايت عقد با اولياء زوجه است و اين تفسير نيز صحيح نيست ، زيرا اولا ذكرى از اولياء زن در تمام آيات نيست تا مورد خطاب قرار گيرند و ثانيا بر فرض اينكه خطاب به آنها باشد دليلى بر ولايت بر عقد ندارد اگر دليل بر خلاف نباشد و تحقيق در تفسير آيه اينست كه