نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
« 1 »
أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ
كلمه الداعى چون مقيد نيست بخصوص با قرينه مقاميه افاده عموم مىكند يعنى هر كه خدا را بخواند خدا او را اجابت مىكند ، منتهى الامر بايد بحقيقت دعا و مسئلت متحقق شود و ذلت و فقر خود ، و علم و قدرت حق را بر اجابت دعاى خود بشناسد از همه مأيوس و تنها اميدش به خدا باشد و ضمنا بداند كه بسا مصلحت در انجام مقصد داعى در دنيا نيست خداوند اجابت آن را بآخرت محول مينمايد و بالجمله اگر دعا متحقق شود اجابت بدنبال آنست زيرا وعده الهى تخلف ندارد مگر اينكه شرّى را براى خود يا ديگران از خدا بخواهد كه اجابتش عقلا قبيح است .
فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي
فاء براى تفريع است يعنى اكنون كه دانستيد من دعوت داعى را اجابت ميكنم پس از من طلب اجابت كنيد و اين امر از جانب خدا دليل بارز ديگرى است بر اينكه خداوند اجابت مىكند زيرا قبيح است كه مولى بغلامش بفرمايد كه هر چه ميخواهى از من بخواه و او بخواهد و مولى اجابت نكند مگر اينكه مراعات شرايط سؤال از مولى را ننمايد و مطابق دستور او رفتار نكند .
وَ لْيُؤْمِنُوا بِي
يعنى ايمان بياوريد و اعتقاد و اطمينان داشته باشيد كه من قادرم بر اعطاء آنچه سؤال مىكنيد چنانچه اين مضمون را در مجمع و عياشى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده .
لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ
تا اينكه به طرف او راه يابيد و در خانه غير او نرويد .
هامش
( 1 ) - سوره ق آيه 15