تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
اصول اعتقادات تقليد روا نيست بلكه بايد از راه دليل و برهان عقائد مذهبى را پذيرفت و امّا در فروع دين چون تحقيق از روى دليل براى همه افراد بشر ميسر نيست به حكم عقل بايد از اهل خبره يعنى كسانى كه همّ خود را صرف استنباط احكام شرعى نموده و داراى روح پاكى و فضيلت هستند تقليد و پيروى نمود يعنى مجتهد مطلق عادل حىّ اعلم بشرائط مقررهء كه در كتب فقهيه مسطور است .
أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً
همزه براى استفهام تقريرى و واو براى عطف و لو براى شرط است و تقدير اينست كه أ يتبعون آبائهم و لو كانوا لا يعقلون شيئا آيا پيروى پدرانشان را مىكنند و اگر چه آنان چيزى را تعقل نميكردند و مراد از لا يعقلون اينست كه جاهل بودند نه اينكه عقل نداشتند و متعلق جهل معارف و احكام الهى است كه پدران آنان از آنها دور بودند و شيئا نكره در سياق نفى و مفيد عموم است و از آن استفاده مىشود كه آباء آنها به كلى از شرايع الهى عارى بودند و حتى يهود از دستورات موسى و احكام تورات و نصارى از دستورات عيسى و انجيل او بر كنار بودند و اعمال و وظائفى كه بين آنها معمول بوده اختراعات و بدعتهايى بوده كه مطابق هوى و ميل خود جعل نموده‌اند .
وَ لا يَهْتَدُونَ
اهتداء بمعنى راه يافتن و هدايت پذيرفتن است يعنى اگر پدران آنان در مقام استعلام بر نيامده و راه را نيافته و هدايت هاديان را نپذيرفته باشند باز دنبال آنان ميروند و از اين جمله استفاده مىشود كه هدايت الهى در هر عصر و زمانى بوده منتهى الامر اكثر مردم از آنان اعراض داشته و هدايت آنان را نمىپذيرفته‌اند چنانچه امير المؤمنين على عليه السّلام در نهج البلاغه مىفرمايد « اللهم بلى لا تخلو الارض من قائم للَّه بحجة امّا ظاهرا مشهورا او خائفا مغمورا » بلكه بقاء دنيا بواسطه بقاء حجّت است « لو خلت الارض عن الحجة لساخت باهلها »