يا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ
« 1 » استفاده مىشود زيرا شياطين از طايفه جنّ ميباشند و همچنين درباره صدقه از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود «
فانّها تفك بين لحى سبعمائة شيطان » « 2 »
علاوه بر اينكه احاطه شيطان از قبيل احاطه ملك است و اين گونه تزاحمات و موانع در امور مادّى و جسمانى مانند افراد بشر است .
« و ثالثا » شيطان تسلطى بر افراد بشر بطورى كه آنان را ملزم باعمال زشت كند ندارد بلكه عمل او وسوسه و خطور در قلب است و به هيچ وجه سلب اختيار از انسان نمىنمايد منتهى الامر نفوس شريره و دلهاى ناپاك به اختيار خود دنبال وسوسه او ميروند چنانچه خودش مىگويد :
ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ
« 3 » و وجود او در عالم كبير مانند وجود قوه واهمه در عالم صغير ( انسان ) است و همان فوائدى كه بر وجود قوه واهمه در انسان مترتب است بر وجود شيطان در عالم نيز مترتب مىباشد .
بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاءِ
سوء بمعنى بدى و اسائه بمعنى بد كردن و سيئة بمعنى عمل بد است و بدى عمل يا بواسطه قبح ذاتى عقلى است مانند ظلم و بسيارى از رذائل اخلاق و يا بواسطه قبح شرعى است مانند نوع معاصى ، و بسا بدى عمل بواسطه زشتى آن در نظر عرف است كه از اين گونه اعمال به كارهاى خلاف مروت تعبير ميكنند و فحشاء بر عمل زشتى است كه زشتى آن واضح و هويدا و عظيم باشد و زشتى آن از حد در گذرد از اينجهت زنا را فحشاء و زناكار را فاحشه گويند و كسى كه كلام زشت و ركيك از او صادر شود او را فحاش گويند .
و نسبت بين سوء و فحشاء عموم و خصوص مطلق است يعنى هر فحشايى بد است ولى ممكن است عمل بدى بحدّ فحشاء نرسد .
هامش
( 1 ) - سوره انعام آيه 128
( 2 ) - جامع السعادات ص 128
( 3 ) - سوره ابراهيم آيه 27