تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
خواهند نمود چنانچه از كافى از امير المؤمنين عليه السّلام روايت شده كه فرمود : « اما قولك انّا للَّه اقرار منك بالملك و اما قولك انا اليه راجعون اقرار منك بالهلاك » و نيز از خصايص سيد رضى ره از آن حضرت روايت شده « انّ قولنا انا للَّه اقرار منا بالملك و قولنا انا اليه راجعون اقرار منا بالهلاك » « 1 » و از اين كلمه از دو جهت لزوم صبر بر مصائب استفاده مىشود : اول اينكه بليات و مصائبى كه از جانب حق وارد مىشود تصرف مالك الملوك و صاحب اختيار حقيقى در مملوك خود است و مملوك را نميرسد كه اعتراض يا اظهار نظر يا حكم بر خلاف كند :
عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ
« 2 » دوم اينكه ثبات و بقايى براى اين دنيا و ما يملك آن و نعم و بليات آن نيست و بسرعت هر چه تمامتر همه زائل و فانى ميگردد بنا بر اين زوال نعمتى و اصابه مصيبت تحمّل آن آسان ميگردد . عرفاء و برخى از حكماء كه قائل بوحدت وجودند اين جمله از آيه را چنين تفسير ميكنند كه ما از وجود حق منشعب شده‌ايم و گرفتار ماهيت گرديده و پس از القاء ماهيت به همان وجود ملصق ميشويم چنانچه مولوى گويد :
چون كه بىرنگى اسير رنگ شد « 3 » * موسيى با موسيى در جنگ شد
چون به بيرنگى رسى كان داشتى « 4 » * موسى و فرعون دارند آشتى
و در جاى ديگر ميگويد :
پس عدم گردم عدم چون ارغنون * گويدم كانّا اليه راجعون
و اين سخن قطع نظر از اينكه كفر و ضلالت و باطل و مزخرف است زيرا وجود
هامش
( 1 ) - با توجه به اينكه تمام مطابق حكمت و مصلحت است ( 2 ) - سورة النحل آيه 77 ( 3 ) - يعنى وجود گرفتار ماهيت گرديد ( 4 ) - يعنى وقتى ماهيات از ميان برداشته شوند و به بيرنگى اولى برسى