تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
است و موت آن زوال اين نيرو است ، و حيات انسانى عبارت از قوه تعقل و ادراك كليات است كه بواسطه آن از حيوان امتياز يافته و اين نيرو بواسطه آن روح مجرد و نفس ناطقه انسانى است كه مدبّر اين بدن است و موت آن قطع تدبير و تعلق او از اين بدن مىباشد ولى زوال و نابودى براى آن نيست و پس از قطع علاقه از اين بدن باقى است تا پس از حشر ابدان باز به آن تعلق گيرد و امّا حيات ايمانى عبارت از آرامش دل و اطمينان نفس و روشنى قلب است كه در اثر ايمان و معرفت به خدا براى مؤمن پيدا مىشود كه در پرتو آن در روح و راحت و انبساط و لذت زيست نموده و آلام و مكاره و مصائب دنيا براى او ايجاد خوف و ناراحتى و تزلزل و اضطراب نميكند زيرا اعتماد و توجه او بمبدئى است كه جز خير و جميل از او صادر نميشود و اين همان حيات طيبه است كه مىفرمايد :
مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً
« 1 » و نيز ميفرمايد
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ
« 2 » و حكماء مىگويند الفاظ موضوع است براى معانى عامه و مدار صدق لفظ بر معنى ، اشتمال آن بر غايت و اثر متوقع از آن است مثلا سراج ( چراغ ) وضع شده براى هر چيزى كه در تاريكى از آن استضائه شود پس هر چه داراى اين اثر و غايت باشد اطلاق اين لفظ بر آن صحيح است هر چند از لحاظ شكل و ماده و ساير خصوصيات متفاوت باشد . و حيات هم معنى عامى است كه عبارت از ظهور آثار متوقعه از آنست و به اين معنى اطلاق بر ذات حق جلّ و علا هم مىشود
اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ
« 3 » يعنى ذاتى كه آثار علم و قدرت از او ظاهر و هويداست و از اين جهت گفتند حيات
هامش
( 1 ) - سورة النحل آيه 99 ( 2 ) - سورة الانفال آيه 24 ( 3 ) - سوره آل عمران آيه 2