و لازمه تركيب نقص و احتياج است و احتياج از لوازم ممكن است و در ساحت قدس حق راه ندارد و احتياج به اين نيست كه بگوئيم جملات بعد يعنى :
بَلْ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
براى بطلان گفتار آنان ذكر شده چنانچه عدهء از مفسرين اين دو جمله را بتمحلات زيادى دليل بر بطلان اين گفتار دانستهاند بلكه اين دو جمله پس از بطلان گفتار آنان در بيان نسبت موجودات با وجود حق ذكر شده است .
بَلْ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
بعد از آنكه نسبت توليدى را از خود سلب نمود بيان فرمود كه تمام موجودات امكانيه مملوك و مخلوق پروردگارند و باراده و مشيّت و ايجاد وى موجود شدهاند و همه آنها از حيث اين نسبت متساوى بوده و خداوند مالك جميع آنان بملكيت ذاتيه حقيقيه مىباشد .
كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ
قانت بمعنى مطيع و خاضع و مقرّ بعبوديت و قائم و دائم بر طاعت ، و مصلى آمده است مانند
وَ الْقانِتِينَ وَ الْقانِتاتِ
« 1 » كه بمعنى المطيعين و المطيعات آمده
وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتِينَ
« 2 » كه بمعنى قائمين للدعاء يا داعين فى القيام آمده و از اين باب است قنوت در نماز كه بمعنى دعاء است و شايد آيه اشاره به همين داشته باشد و
أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ
« 3 » كه بمعنى قائم و مصلى آمده و
يا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ
« 4 » كه بمعنى الزمى الطاعة مع خضوع و خشوع آمده و در اين آيه معنى خاضع و مقرّ بعبوديت انسب است زيرا همه موجودات بلسان قال و يا به زبان حال مقرّ بعبوديت و مخلوقيت خويش و معترف بالوهيت و خالقيت حق ميباشند و حتى كسانى كه كافر و مشرك و منكرند از اقرار به اين حقيقت در ضمير و باطن و بسا علانيه و ظاهر ناگزيرند چنانچه در آيه ديگر مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - سوره احزاب آيه 35
( 2 ) - سوره بقره آيه 239
( 3 ) - سوره زمر آيه 12
( 4 ) - سوره آل عمران آيه 38