تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1388

مساهمون:

ص١٣٨٨
آنان‌كه گويند : متوسّطان چيزى ادراك نمىكنند ، منكر بقاى روحند ، گوييم : چنين نيست ، بلكه گويند : روح هست و عقاب و ثواب در برزخ براى او نيست ، مثل آن‌كه در تصادم بيهوش مىشود ، چيزى ادراك نمىكند ، بلكه خود را هم نمىبيند ، با اين حال موجود است تا به هوش آيد و ادراك كند كه خود اوست . « 1 »
ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ
. « 2 » مؤلف : پس بخواهيد ديد آن را البتّه هم چه ديدن چيزى بىگمان يا رؤيتى كه نفس يقين باشد ؛ يعنى ديدن به چشم وقتى كه در آن درآييد . علّامه شعرانى : علم اليقين و عين اليقين دو مرتبه از مراتب علم است : اوّل دانستن و دوم ديدن . و مؤلف ديدن به عين اليقين را تعبير فرمود به معرفت تامّ و روشن ، نظير ديدن به چشم . و بايد دانست كه ديدن در اين جهان به تابش نور است در جليديّه و انتقال به ملتقى العصبتين . امّا خداوند تعالى و عقول مجرّده و نفوس انسانى كه از بدن خارج شوند ، بىآلت باصره مىبينند ؛ چون مبادى وجود نبايد از معلولات ناقص‌تر باشند . و بعض فلاسفهء قديم مىگفتند : چون خداوند تعالى و مجرّدات چشم ندارند ، چيزى را نمىبينند و فقط علم دارند . و صحيح غير از اين است . « 3 »
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 333 . ( 2 ) . تكاثر ( 102 ) آيهء 7 . ( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 334 .
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1388 | غياثى كرمانى / أبو الحسن الشعراني