گورهاست - يعنى اموات - حاصل كرده و جمع گردانيده شود در صحف - يعنى ظاهر سازند در آن ، آنچه در سينههاست ؟
علّامه شعرانى : چنانكه پيش از اين گفتهايم ، كنايه از زنده شدن است ، و گرنه اجسام مردگان تا قيامت در قبور باقى مىماند .
وَ حُصِّلَ ما فِي الصُّدُورِ
تنظير پيدا شدن سرائر پنهانى است كه عبارت است از ملكات فاضله و غيرفاضله و زنده شدن مردگان ؛ چون نفس انسانى مجموعهء ملكات است كه به تدريج در مدّت عمر حاصل شده و متراكم گشته [ است ] . در آغاز غير قواى حسّ چيزى نبود و چون احساسات بسيار شد ، به ادراك كلّيّات رسيد و نيك و زشت را تشخيص داد و ملكات نيك براى خود حاصل كرد ، مانند تاجرى كه اموال بسيار فراهم آورده ، روى هم اندوخته و نداند چيست و چهقدر است و پيوسته در تحصيل مال تازه است . و انسان هم تا زنده است ، نمىداند در خزانه چه انباشته است ، امّا وقتى اعصاب و حواسّ ظاهرى از كار افتاد و از تحصيل حسنات تازه محروم ماند ، به آنچه اندوخته دارد ، مىپردازد . پس
حُصِّلَ ما فِي الصُّدُورِ
عبارت از اين است كه ملكات نفسانى او بر وى ظاهر شود و آنها را جمع كند و جاى ديگر فرمود :
يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ
. « 1 » و « 2 »
إِذا بُعْثِرَ ما فِي الْقُبُورِ
. « 3 »
مؤلف : أي بعث الموتى .
علّامه شعرانى : أي كناية عن البعث و لا يراد ظاهره ، فإنّ أكثر الأموات لا يبقون في قبورهم إلى يوم القيامة ، و كثيرا من أفراد الإنسان لا يدفنون موتاهم فى القبور و لما كان القبر مأوى الميّت بحيث ينقل الذهن منه إليه عبر بالقبر و أريد به المأوى أيّاما كان . و الهنود يحرّقون موتاهم و ينشون رمادها في الماء فتذهب كلّ مذهب . و قال الفاضل المجلسي الأوّل في شرح الفقيه بالفارسيّة : إنّ القبر عبارة عن ما يكون فيه الميّت و
هامش
( 1 ) . طارق ( 86 ) آيهء 9 .
( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 327 .
( 3 ) . عاديات ( 100 ) آيهء 9 .