پراكنده در كثرت و ذلّت و ضعف و . . . .
علّامه شعرانى : اين مردم زندگانند كه در نفخهء اولى و خرابى جهان بايد بميرند يا مردگان كه زنده شدند . و شايد اوّل مراد باشد . « 1 »
فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ * فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ
. « 2 »
مؤلف : پس امّا هركه گران باشد اعمال موزونه تا ترازوهاى عمل او ، يعنى در آن روز مقادير انواع حسنات او راجح بوده ، پس او در زندگانى باشد پسنديده .
علّامه شعرانى : چون اعمال انسان در آخرت مجسّم مىگردد ، ممكن است وزن هم داشته باشد و علماى اسلام با آنكه تأويل امور آخرت را به معانى غيرجسمانى جايز نمىدانند ، بسيارى گفتهاند : مراد از ميزان ، عدل الهى است كه اندازهء استحقاق ثواب هر عمل را مىسنجد و از آن استيحاش نكردند ؛ چون در اين باب روايتى هست . و مؤلف در آخر كلام خود ميزان را به معنى ترازوى جسمانى و عمل را تأويل به صحايف يا جزاى عمل كرده است و اگر هيچيك را تأويل نمىكرد ، اولى بود .
هر تأويلى كه معنى را از ذهن دور كند و آن را بىاهميّت گرداند ، جايز نيست . مثلا آتش دوزخ را به آتش فراق و دورى از حقّ يا ندامت و عذابهاى روحانى ، علاوه بر اينكه خلاف نصّ كتاب و سنّت است ، سبب سستى مردم در طاعت و بىاعتنايى آنان به دين مىگردد . چون ترسى از آلام معنوى ندارند . امّا تأويل كه معنى را نزديك كند ، جايز شمارند ؛ زيرا كه وزن كردن اعمال از ذهن مردم دور است . امّا وزن كتاب و صحيفه نزديك است و حقّ آن است كه عمل مجسّم مىشود و آن را وزن مىكنند . « 3 »
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 329 .
( 2 ) . قارعه ( 101 ) آيات 6 و 5 .
( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 330 - 331 .