الآخرة ليكون حكمة الحسن و القبح الملهمين سعادة النفوس بالعمل بمقتضى إلهامها و إلّا فيكون الإلهام به غير مصلحة و غرض . « 1 »
مؤلف : پس الهام داده و افهام نموده مر آن نفوس را دروغ و پاكى و بىباكى او را و پرهيزگارى و فرمانبردارى او را .
علّامه شعرانى : متكلّمين شيعه گويند : حسن و قبح افعال عقلى است ؛ مثلا عقل خود درمىيابد دروغ زشت است و احسان نيكوست . و حكما مىگويند : خداوند به انسان هم عقل نظرى داده و هم عقل عملى و به وسيلهء عقل عملى وظائف و تكاليف خود را كه كدام حسن است و كدام قبيح و ترك كردنى ، نسبت به خود و اهل خانه و اهل شهر خود درمىيابد و آن مبدأ علم اخلاق و تدبير منزل و سياست مُدُن است . و فلاسفهء جديد گويند : انسان قوّهاى دارد براى تشخيص خير و شرّ و آن را وجدان گويند ، و يكى از فلاسفه اروپا موسوم به كانت وجود همين قوّه را در انسان دليل اثبات واجب الوجود و عالم آخرت قرار داده است . و اشاعرهء مسلمين گويند : حسن و قبح افعال شرعى است و عقل بدان راه ندارد . « 2 »
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها * وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها
. « 3 »
مؤلف : و بدانكه حقّ سبحانه در اين سوره اراده فرمود كه تحريص بندگان نمايد بر تكميل نفس كه آن تزكيه است .
علّامه شعرانى : اين دو آيه مبدأ علم اخلاق است و علماى ما در آن كتابها نوشتهاند و چيزهايى كه موجب تزكيهء نفس گردد يا موجب آلودگى آن ، شمردهاند . و بايد دانست كه افعال جوارح بسيار باشد كه در نفس تأثير كند و گاه باشد كه از نفس آلوده و چركين عمل خير صادر شود ، مانند صدقه به قصد ريا . و امثال اينگونه اعمال
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 498 .
( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 259 .
( 3 ) . شمس ( 91 ) آيات 9 و 10 .