تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1071

مساهمون:

ص١٠٧١
راه بحر احمر نقل و انتقال حاصل مىشود و در آن عهد به سبب خطر كشتى و كمى آن بيشتر از ساحل عربستان از راه خشكى عبور مىكردند و قريش در عهد پيغمبر تاجر بودند ،
رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّيْفِ
« 1 » داشتند و در عهدى كه خداوند خبر مىدهد ، مردم يمن در خصب و نعمت بودند و ساحل عربستان امن بود و ديه‌هاى بسيار براى پذيرايى تجّار و قوافل ساخته بودند و آن نعمت‌ها پس از آن زائل گشت . « 2 »
قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَمْلِكُونَ مِثْقالَ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ . . .
. « 3 » مؤلف : اگر شما در دعوى الوهيّت ملائكه صادقيد ، پس بخوانيد ايشان را كه تا ببينيد در جذب منافع و دفع مضارّ مددى مىرسانند يا نه . علّامه شعرانى : آن‌كه بت يا ستاره يا معبود ديگر جز خداى را پرستد ، به يكى از اين سه وجه مشرك است : يا آن‌كه گويد : خداى بزرگ بعض اعمال را به‌جا آورد و بت يا كوكب بعض اعمال را هريك مستقلّا . دوم آن‌كه گويد : كارى را خدا انجام مىدهد به شركت بت يا ستاره ، مانند دو مرد كه به يارى يكديگر سنگى را بردارند . سيم آن‌كه معبود ديگر هم‌پشتى و مددكارى خدا كند ؛ چنان‌كه قدرت او را كه ناقص است ، تكميل كند ، مانند مددكاران اين جهان . و اين سه قسم را خداوند نفى فرمود . امّا آن‌كه آتش گرم مىكند و آفتاب فضا را روشن و باران گياه را مىروياند و داروها علاج بيمارى مىكند و عقول يا ملائكه و اولياى خدا امر الهى را اجرا مىكنند و حاجت خلق را برمىآورند ؛ چون قدرت را از خدا گرفته‌اند و عمل آنها براى تكميل قدرت ناقص خدا نيست ، شرك نمىباشد . و آنها كه گويند : توسل به اوليا شرك
هامش
( 1 ) . قريش ( 106 ) آيهء 2 . ( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 400 . ( 3 ) . سبأ ( 34 ) آيهء 22 .