كينه و دشمنى را فراموش كنيم . و اگر ثابت شود در قرآن منسوخ التلاوه بود ، نسيان در آن بهمعناى ترك است . و اگر احتمال فراموشى در پيغمبران و حجج الهى داده شود ، اطمينان به قول آنان نماند و هرچه از آنان بشنويم ، احتمال مىدهيم شايد وحى را فراموش كرده باشند . و اگر كسى گويد : وحى را فراموش نمىكنند و چيزهاى ديگر را فراموش مىكنند ، گوييم : چون احتمال فراموشى داده شد ، اعتماد بر آنها نماند ؛ چون سخن در اعتماد مردم است نه در آنكه واقعا ممكن است ميان وحى و غير آن فرق باشد . « 1 »
مؤلف : گويند مراد از
إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ
نفى نسيان است بالكلّيه ؛ چه قلّت را از براى نفى استعمال مىنمايد .
علّامه شعرانى : استثناى مشيّت در معنى تعليق بر مشيّت است ، يعنى اگر خدا خواهد ، تو فراموش كنى . و اين دليل نباشد بر اينكه خداى تعالى خواست او فراموش كند ، مانند
وَ لَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ
« 2 » و مثل
وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ
« 3 » ؛ يعنى اگر خواهيم هرچه سوى تو وحى كردهايم ، باطل كنيم . و البتّه خدا آن را نخواست و نكرد . « 4 »
مؤلف : وجه استثنا بر اين قول آن باشد كه بيان كرديم في قوله
ما شاءَ رَكَّبَكَ
« 5 » يكى آنكه راجع باشد با روزگار ماضى ، و دوم آنكه براى آن تا منع كند كلام را از نفوذ .
علّامه شعرانى : يعنى بىمشيّت خدا مضمون كلام واقع شدنى نيست . عوام پندارند اگر سنگى را رها كنند ، به زمين افتد ، خدا بخواهد يا نخواهد . امّا هيچچيز بىمشيّت
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 217 .
( 2 ) . نحل ( 16 ) آيهء 9 .
( 3 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 86 .
( 4 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 218 .
( 5 ) . انفطار ( 82 ) آيهء 8 .