تأثير ندارد و جوهرى قائم بالذات نيز نيستند ، بلكه عرضند كه بر جوهرى عارض مىشوند . پس در فضاى ميان زمين و خورشيد چيزى موجود است واسطهء نقل نور و حرارت مىگردد و اگر گويند : واسطه لازم نيست و نور و حرارت خود حركت مىكنند ، گوييم : بنابراين ، باز اين دو موجودى هستند مستقلّ و قابل تأثير و داراى ابعاد ثلاث . يعنى داراى طول و عرض و عمق يعنى جسمند و از جسم چيز ديگرى غير آنكه موجودى مستقلّ داراى طول و عرض و عمق نمىخواهيم . به هر حال ، فضا به معنى خلأ مطلق نيست و كسى از قدما مدّعى نبوده كه آسمان عنصرى است . « 1 »
أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً
. « 2 »
مؤلف : ايشان غرقه شدند به طوفان ، پس درآورده شدند به آتش در زير آب و خاك يا در آخرت .
علّامه شعرانى : ظاهر آيهء كريمه آن است كه همان هنگام داخل آتش آخرت شدند و علماى شريعت آن را تأويل مىكنند ؛ يعنى ظاهر قرآن را ترك مىكنند ؛ چون زمان آخرت پس از منقضى شدن زمان دنياست و تا زمان دنيا به آخرت نرسد ، آخرت نخواهد آمد و همچنين آيات و اخبار بسيار كه دلالت مىكنند بر ترتّب طولى و رتبى زمان دنيا و آخر تأويل مىكنند و بهتر آن است كه تأويل نكرد و معنى آن را به خدا واگذار كرد . « 3 »
مؤلف : ضحّاك گفت : هردو در دنيا بود . هم غرق و هم آتش . خداى تعالى در ميان آب آتشى پديد آورد و ايشان را بدان آتش بسوخت و گفتند : هريك شخصى را از يك جانبى آب غرق مىكرد و از يك جانب آتش مىسوخت .
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 11 ، ص 276 .
( 2 ) . نوح ( 71 ) آيهء 25 .
( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 26 .